عبد الله احمديه
69
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
بيهوشى درمىآمد در اين حال خرمهرهء شيرين را در شير دختر مىكردند و آن را مكرر به پيشانى و بينى بيمار مىماليدند و به بينى مىچكانيدند . همچنين از تعداد زيادى زالو استفاده مىنمودند . پاها را حجامت مىكردند كه بسيار مفيد واقع مىشد و بهر صورت سعى بدان مىنمودند كه مجراى بينى باز شده و آب جارى گردد . در تيفوس ابتدا اخراج خون مىشود . بقيه دستورات به همان نحو خواهد بود . در اينجا رودهها سالمند و مانند بيمارى تيفوئيد و پاراتيفوئيد متورم و زخم نمىشوند . لذا هروقت مقتضى شد مىتوان مسهل خفيف و مناسب حال ، به بيمار داد . براى رفع حرارت ، آب عناب ، كدو و انار داده مىشود . هنگام نقاهت ، بيمار بايد مدتى استراحت فكرى داشته باشد . بايد كوشش شود كه عصبى نگردد . اينگونه بيماران بايد اصولا دور از نور مستقيم خورشيد قرار گيرند . هرگاه بيمارى كه دوران نقاهت را مىگذراند دچار رعشه گردد بايد به تقويت روح و استراحت و آرامش او همت گماشت . تجويز اسطوخودوس و افتيمون شامى بسيار مناسب است . در اين حالت اگر طبيعت بيمار گرم باشد بيدمشك و گل بيدمشك و عرق بيد و تعفين « گراتيكوس اكسى كانتا » داده مىشود . در عوارض دماغى علاوه بر معالجات معمولى متقضى است پوست هليله كابلى و پوست هليله زرد هم ضميمه داروها گردد كه تأثير بسيار دارد . همچنين بعد از قطع تب ، چنانچه مدتى ناراحتى عصبى باقى باشد و از داروهاى جديد نتيجه مطلوب حاصل نگردد ، از صمغ درخت توت سفيد يا عصارهء برگ آن استفاده شود كه در رفع نوبه هم مفيد است ، و نيز حبى مركب از افتيمون شامى ، افسنتين رومى ، شحم حنظل يا برگ حنظل در دفع انواع اختلالات دماغى ، گوارشى و حتى صرع و جنون بسيار مؤثر و سودبخش مىباشد . معجون هليله مركب هم در درمان عوارض دماغى و بويژه جنون اثربخش است . هرگاه بعد از قطع تب عوارض دماغى به شكل ضعف اعصاب يا كدورت دماغى و يا حزن ظاهر گردد شربت زير مىتواند مورد تجويز قرار گيرد : بنفشه ، صندل سفيد ، صندل سرخ ، بهمن سفيد ، بهمن سرخ ، اسطوخودوس ، ابريشم