عبد الله احمديه

49

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

* بيمار سوم در تاريخ 18 / 10 / 23 بانو صغرى الف . چهل ساله ، ساكن همدان ، با شكايت از خارش بدن به مطب رجوع نمود . طبق اظهار ، پدرش مبتلاء به سودا ( اگزما ) بود . از بيماريهاى مادرش خبر نداشت . مىگفت « به تب‌هاى جو را جورى دچار شده‌ام » در پانزده سال قبل به سيفيليس گرفتار آمده و به درمانش پرداخته بود . در ضمن معالجه اين مرض دستهايش بىحركت شده و از كار افتاده بودند كه بعد از معالجات بهبود يافتند . بيمار همچنين مىگفت : « مدت سه سال است قاعده نمىشوم و دچار يأس گرديده‌ام . چند سال قبل مبتلاء به بواسير شده بودم و دگمه بواسير به صورت سخت و سفت درآمده بود . براى درمان زالو انداختم و روغن آن را ماليدم تا رفع مرض شد . مزاجم معمولا يبس است . دو سال قبل خارشى در دستهايم پيدا شد ، بعد به تمام بدن سرايت كرد . معالجات زياد كردم فايده نداشت . اين خارش كم‌كم پس از يك سال به كهير مبدل گشت و اين كهير شدت پيدا كرد . براى معالجه به بيمارستان‌ها و پزشكان مشهور مراجعه كردم . در ضمن معالجات ، همه‌گونه تزريقات كردند كه هيچ فايده‌اى ننمود . خارش ابتدا شبها بيشتر شدت مىيافت و روزها كمتر بود و نيز سردى هوا در بروز آن مؤثر و شدت آن را بيشتر مىكرد . به عكس هواى گرم آن را كاهش مىداد . ضمنا هر قدر « خنكى » مىخورم كهير شدت بيشترى پيدا مىكند » روز اولى كه اين بيمار به من رجوع كرد براى آزمايش و تحقيق طبيعت او مسهل فلوس تجويز كردم . در نتيجه استفاده از آن كهير و خارش بيشتر ولى در عوض مزاج او بهتر و رنگ و رويش روشن‌تر گرديد . علت آن بود كه مسهل سموم بدن را خارج كرده بود . اما علت بيشتر شدن كهير طبق موازين طب سنتى از « سردى » تشخيص داده شد . اطرافيان بيمار مىگفتند او به عصبانيت دچار بوده و در حال حاضر هم زياد از حد جوشى و خودخور است . - در تاريخ 25 / 10 / 33 ، با خوردن فلوس مقدار كهير زيادتر شده بود . در معاينه ، وسط زبان از بارهء اندك سفيدرنگى مفروش بود . تعدادى ترك در ميان زبان به چشم مىخورد كه دلالت بر ورم مزمن قولون راست داشت . و نيز اين محل در اثر فشار دست متألم مىگشت . نبض حالت بين « سودا » و « بلغم » را داشت دهانش غالبا تر و پرآب بود .