عبد الله احمديه
33
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
رانده شده و بيمار شفا يابد . آنان بدينسان بسيارى از بيماريهاى دماغى حتى جنون را بهبود مىبخشيدند . در بيمارى برونشيت و مشابه آن ايجاد دمل و زخم مصنوعى ( Abscess ) مىنمودند تا باصطلاح « ماده » از اين طريق كشيده و دفع شده و با رفع علت ، بهبود بيمار تأمين گردد . * * * * علت اصلى سوء مزاج ارثى همانا كاهش و كندى اعمال كبد و ديگر غدد بدن و نتيجتا ايجاد سموم در خون مىباشد . توجه و تمركز اين سموم در برخى از اعضاء و احشاء مانند مغز ، اعصاب ، ريه ، معده بيشتر است . اين سموم در آنها تحريكاتى را وارد آورده و در نتيجه عوارض گوناگونى را ايجاد خواهند نمود . در درمان اينگونه بيماران همان گونه كه كرارا تذكر دادهام آنچه كه خيلى قابل توجه و دقت است فهميدن طبائع بيماران و استعداد تحمل آنان نسبت به دارو مىباشد . زيرا هر طبيعتى داروى مخصوص به خود را با توجه به ساختمان خاص خود مىپذيرد و تحمل مىنمايد . بدين جهت داروئى كه در بيمارى اثر خوب مىگذارد ممكنست در ديگرى اثر بد گذارد و حتى در پارهاى مواقع ايجاد خطر كند . از طرفى چون علل و عوارض سوء مزاج ممكنست ناشى از نقص ذاتى در كار كبد و ديگر غدد بدن باشد ازاينرو بعد از انجام معالجات و رفع عوارض مجددا پس از چندى ايجاد سموم در بدن شده و دوباره بيمارى به همان شكل نخست و يا به صورتى ديگر بروز خواهد كرد . بدين دليل بايد به منظور پيشگيرى ، در عرض سال ، دو سه بار معالجه را تجديد كرده و داروهاى مربوطه را مورد استفاده قرار داد . زيرا با به كار بردن دارو در واقع ساختمان و اعمال اعضاى مذكور تغيير نيافته و انگيزه بيمارى كماكان در آن بجا مىماند . ازاينرو بود كه پيشينيان به اينگونه بيماران در هر بهار شير بز ، آب كاسنى و مانند آن مىدادند و بدن آنها را از سموم پاك مىكردند ، آنگاه معجونهائى مخصوصا از تركيبات هليله به كار مىبردند . در صورت اقتضاء در ميان سال هم داروهاى ديگرى به همين منظور تجويز مىكردند .