عبد الله احمديه

249

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

- در تاريخ 26 / 2 / 30 داروهاى زير داده شد : 1 - جوشانده اگير تركى 1 ، رازيانه 1 ، ريشه كرفس 3 ، پوست بيد 3 ، زنيان 1 و تخم كرفس 2 ل . 2 - عصاره تخم خربزه 3 ، تخم گرمك 2 ، تخم خيار 3 ، تخم كدو 2 و تخم شويد 3 ل . 3 - تنقيه از شكر سرخ 10 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 1 و تاجريزى 4 ل ( توضيح آنكه سپرده بودم هميشه قدرى زهره گاو در آب تنقيه اضافه كنند تا مانع ناراحتى روده‌ها گردد . ) - در تاريخ 9 / 3 / 30 در آزمايش مجددى كه انجام يافت مقدار آلبومين به 25 سانتىگرم رسيد . علت كم و زياد شدن آلبومين در ادرار اين بيمار ارتباط به اختلال هاضمه و حالات عصبى او داشت . به علاوه اين خانم تنومند و از گروه نقرسىها بود . خرابى كليه‌ها و اختلال مزاج نوعى از نقرس ارثى به شمار مىرفت كه بدين شكل بروز مىكرد ، چنانچه پدرش در اثر فشارخون و سكته و مادرش از بيمارى اورمى درگذشته بودند . - در تاريخ 25 / 3 / 30 پس از تزريق دو دور بيسموت باز و اسرمن مثبت نشان مىداد . - در تاريخ 12 / 4 / 30 حال بيمار از هر حيث خوب شده و بدون خستگى و به صورت عادى راه مىرفت درصورتىكه سابقا به زحمت راه مىرفت و به كمك سايرين از پله‌ها بالا مىآمد . فشارخون حد اكثر به 19 و حد اقل به 5 / 9 رسيده بود . چند بار اتفاق افتاد كه در معاينه‌اى كه از اين خانم در مطب به عمل آوردم فشارخونش حد اكثر 26 و حد اقل 11 را نشان مىداد . پس از نيم ساعت صحبت‌هاى گوناگون شادىآور فشارخون او به حد اكثر 18 رسيد ولى حد اقل همان 11 باقى ماند و تغييرى ننمود . گاه فشار خون حد اكثر او به 16 مىرسيد اما حد اقل هيچ تفاوتى نمىكرد . اين تغيير 8 تا 10 درجه فشار در مدت نيم ساعت نشانگر هيجان روحى او بود . چنانچه قبلا نوشتم در فصل زمستان مبتلاء به گريپ و برونشيت شد و بسترى گرديد . پس از بهبود به يكى از قابله‌هاى مشهور رجوع نمود . آمپول بيسموت و داروهاى مدّر شيميائى مصنوعى تجويز كرد . پس از تزريق چهار آمپول حالش بهم خورد و دچار سرگيجه ، تارى چشم ، نفخ صورت و تهبّج دست و پا و دردهاى گوناگون در نقاط مختلف بدن و خرابى