عبد الله احمديه

242

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

- در تاريخ 12 / 12 / 30 در آخرين ملاقات ، در تجزيه ادرار ، آلبومين وجود نداشت و مسائل ديگر او بر طرف شده و به حال عادى درآمده بود . با توجه به اينكه به تصلب كبد و كليه‌ها گرفتار بود توصيه كردم رعايت لينت مزاج را بنمايد و گهگاه عصاره‌ها را بخورد و مطمئن باشد كه با پيروى از دستورات حالش روز به روز بهتر خواهد شد . * * * بيمار بيستم * در تاريخ 26 / 5 / 29 بانو خديجه ج . پنجاه ساله را به مطب آوردند كه به زحمت راه مىرفت و در اين خصوص محتاج به كمك و يارى ديگران بود . اين خانم به زحمت نفس مىكشيد . سينه‌اش خفه و نفخ در ريه‌ها داشت كه دال بر خرابى و ناتوانى كليه‌ها بود . اظهار داشت دردى در پاها و نقاط ديگر بدن دارم . سرم گيج مىرود و چشم‌هايم تار هستند . رنگ چهره او تار و خفه بود . در صورت و دستهايش نفخ و تهبّج به چشم مىخورد . شكم نفخ داشت و معده بزرگ و پائين افتاده بود . بنا به گفته‌اش تخليه مزاج ناقص انجام مىگرفت . طبيعتش رطوبى و فشارخونش حد اكثر 22 و حد اقل 5 / 14 و زياد عصبى بود . طبق تحقيق ، پدرش به سكته دچار شده ، چند سالى فلج بوده و سپس درگذشته است . مادر او نيز مبتلاء به فشارخون و اورمى بوده و سرانجام به همين علت فوت شده است . درمان براى رفع « سردى » معده و مزاج و نفخ و عصبانيت و ازدياد ترشحات گوارشى نسخه زير را برايش نوشتم : 1 - جوشانده مركب از رازيانه 1 ، سنبل الطيب 1 ، جنطيانا 1 و خلال نارنج 1 ل . 2 - عصاره تخم گشنيز 1 ، تخم شويد 1 ، تخم خربزه 3 و تخم گرمك 2 ل ( جهت دفع خيز و رفع ورم كبد و كليه ) شرح زير را يكى از بستگان بيمار در مورد وضعيت بيمارى او نگاشته است :