عبد الله احمديه
238
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
« گالوپ » بود . شريان صدقى برجسته و اندكى پيچ داشت . رنگ چهره خفه و تار و پلكها ورم كرده به نظر مىرسيد . اين آثار دلالت بر تصلب كليه و خرابى آن داشتند . زبان خشك و دهان صبحها تلخ بود . كبد در اثر ملامسه احساس درد مىنمود . شكم كشيده و سفت و متشنج بود . گوارش غذا ناقص و ناكافى عمل مىكرد . بيمار بعد از صرف غذا سنگين و تنبل و خفه و گرفته مىشد زيرا خوراك به درستى هضم نمىگرديد . گاهى پاها و زمانى كمرش درد مىگرفت . مزاج او سرد و خشك اما جگر كمى حرارت داشت . در آزمايش ادرار ، مقدار زيادى اگزالات دوشو و مقدار 30 سانتىگرم آلبومين ديده مىشد . فشارخون حد اكثر 22 و حد اقل 13 بود . درمان در اينجا لينت مزاج در درجه نخست اهميت قرار داشت . نسخه زير را برايش نوشتم : 1 - تنقيه از شكر سرخ 10 ، گل پنيرك 2 ، گل خطمى 2 و تاجريزى 4 ل . 2 - عصاره تخم گشنيز 2 ، تخم خيار 3 و تخم گرمك 2 ل ( براى تقويت و مرمت كليهها و دفع سموم . ضمنا اين دارو مقوى قلب و مصلح كبد بوده و در دفع اورمى اثر زياد دارد . ) 3 - غااوت مركب از سياهدانه ، رازيانه ، زنيان و شكر سفيد . ( براى تصفيه خون كه هم ضد سودا بوده و هم طبعى گرم دارد . 3 بار ) - در تاريخ 27 / 11 / 27 اندك لينتى پديدار شد . اينبار براى تقويت قلب و دفع اوره و تسكين ورم كليهها و رفع آلبومين تجويز تخم گشنيز كردم كه شيره آن را كشيده و بخورد . ضمنا با گوش دادن به ريه نشانههاى نفخ يعنى صداى « وزيكولر » در همه جاى ريه شنيده مىشد كه دليلى بر نقص عمل كليهها و پس خوردن مقدارى از سموم خون و ماندن آن در بدن مىباشد . براى رفع اين عيب و دفع سموم نوشتم روزى دو مثقال « شكرتيغال » را كوبيده با شكر سفيد آميخته و بخورد . تنقيه هم همهروزه با افزودن اندكى زهره گاو به كار برد تا تحريك بيشترى در روده و كيسه صفرا و كبد نموده و مانع زيان آب تنقيه در رودهها شود .