عبد الله احمديه

223

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

« . . . دو سال پيش پىدرپى نياز به دفع ادرار پيدا مىكردم . دو سه روزى چنين حالى داشتم تا اينكه با خوردن هندوانه و دوغ ناراحتىام بر طرف شد . در عرض يك سال ده بار دچار اين عارضه شدم و هربار با خوردن « خنكى » رفع گرديد . ولى از آن پس اين حالت وضعى دائمى به خود گرفت . سوزش پيدا كردم به‌طورىكه هميشه احساس دفع بول مىنمودم . هربار ادرار به قدر يك استكان مىآمد كه باريك و چند رشته‌اى بود . غالبا نيز چكه چكه تراوش مىكرد . ضبط بول برايم ميسّر نبود . براى درمان به تهران نزد متخصصين مجارى ادرار بيمارستان سينا رجوع كردم . معاينه و آزمايش‌هاى دقيقى به عمل آمد . ميل زدند . ادرار را آزمايش كردند شامل خون و چرك بود . داروها و شياف برايم تجويز كردند و مرا براى راديوگرافى نزد آقاى دكتر فرهاد فرستادند . چهار عكس گرفته شد كه مؤيد نياز به عمل جراحى بود . ولى پزشكان اظهار داشتند به واسطه نامساعد بودن وضع مزاجى و كبر سن انجام عمل مضر و خطرناك است . ازاين‌رو فقط به درمان پرداخته و تزريق پنىسيلين و غيره نمودند و شستشو كردند تا بهبود حاصل شد . دستوراتى به من دادند و به همدان بازگشتم . ناراحتى باز بناى شدت را گذاشت . دوباره به تهران آمدم و به همان پزشكان مراجعه نمودم . به وسيله ميل مثانه را با محلول « اكسى سيانور دومركور » و تقطير « نيترات دارژان » شستشو داده و شياف و حب « استركنين » تجويز نمودند . با اين تجويز بر شدت بيمارى افزوده شد و بسيار اذيت كشيدم . مجراى ادرارم زخم شد . خون به شلوارم ريخته و آلت نيز ورم كرد . . . » معاينه در معاينه حالت خفگى و برافروختگى چهره و التهاب و اضطراب مشهود بود . اخراج بول نياز به زور و فشار زياد داشت به نحوى كه مقعد بيرون مىزد و در مجراى ادرار سوزش ايجاد مىشد و بيمار به حال غش مىافتاد .