عبد الله احمديه

181

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

معالجه سوء مزاج را براى آن به كار برد . چون در اينجا سطح داخلى روده متورم و برخى از نقاط آن مجروح بود و لكه‌هاى كوچك زخم در آن وجود داشت بنابراين بايد داروهائى داده مىشد كه مصلح و ترميم‌كننده زخم‌ها بوده و ضمنا بلغم و سوداى موجود را نيز بر طرف سازد . مقدمتا دستور زير را برايش نوشتم : 1 - كوبيدهء كتيراى پيچ 1 ل 2 - جوشانده افسنتين رومى 1 ، ريشه خطمى 6 و بابونه 1 ل ( 2 بار ) گفتم سوابق بيمارى و چگونگى حالات خود را برايم نوشته و بياورد . آنچه در زير مىخوانيد به قلم اوست : « . . . اينجانب زهرا . . . متولد سال 1308 در بندر بوشهر كه فعلا ساكن خرمشهر هستم . تا سن 15 سالگى هيچ‌گونه كسالتى نداشتم ولى در سن 16 سالگى به تب و نوبه مبتلاء و به وسيله پزشكان محلى خود را معالجه كردم . در زمستان همان سال به سينه‌پهلو دچار شدم كه باز توسط همان اطباء معالجه گرديدم . در سن هيجده سالگى شوهر اختيار كردم و مقيم خرمشهر شدم . در سال 1328 به ديفترى مبتلاء شده و يك سال و نيم بعد كه داراى يك بچه بودم به ورم لوزه گرفتار گرديدم . بعد از عمل ، دچار كهير سختى شدم . مدت شش ماه معالجه مىكردم . پس از درمان ، دو سال و نيم بعد به مرض روده مبتلاء شدم . مدت شش ماه معالجه مىكردم . حال حدود پنج سال است كه گرفتار اين ناراحتى هستم . پيوسته در خرمشهر و آبادان مشغول معالجه بوده‌ام . در فروردين امسال به تهران و به بيمارستان شوروى مراجعه كردم . مدت يك ماه و نيم بسترى شدم . معالجه‌ام كامل نشد . يك ماه بعد به خرمشهر بازگشتم و به درمان ادامه دادم تخفيفى در ناراحتىام پيدا شد . مجددا در پانزده خرداد جارى براى گردش و استراحت و فرار از گرماى خوزستان به تهران آمدم . يك شب پس از ورود باز درد عود كرد و چون شديدا آزارم مىداد به بيمارستان شوروى مراجعه كردم . مدت 15 روز بسترى شدم . چون حس مىكردم ادامه معالجه بيش از اين فايده‌اى ندارد