عبد الله احمديه
167
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
دستوراتى خواست . سپردم از خوردن ماست ، اسفناج ، كاهو ، گيلاس ، آلبالو ، گوجه و امثال آن تا چندى خوددارى ورزد . گهگاهى حب باريجه را بخورد و غالب روزها به قدر يك مثقال آويشن شيرازى را بجاى چاى دم كرده بنوشد . اين آقا ضمن اطمينان از بهبود حاصله با تشكر مطب را ترك كرد . * * * * بيمار شانزدهم در تاريخ 6 / 3 / 1333 آقاى جواد - ق . به مطب رجوع نمود . در معاينهاى كه از او به عمل آوردم تشنج در ناحيه شكم ديده مىشد كه اين امر با فشار دست روى قولون راست بطور زيادى مشهود مىگرديد . همچنين بيمار دردى هم در سيگموئيد داشت كه نسبتا كمتر بود . مىگفت صبحها دهانش خشك و تلخ است و ميلى به صرف صبحانه ندارد . مزاجش روزى دو بار بطور خيلى ناقص كار مىكند كه با زورپيچ كمى همراه است و هروقت يبوست شديدى داشته باشد سر معدهاش هم درد مىگيرد . تشخيص بيمارى او را تشنج و ورم مزمن روده و « گرمى جگر » دادم . اما قبل از آنكه به شرح درمان بپردازم ، پيشينه بيمارى آقاى جواد ق . را كه به قلم خود ايشان نگاشته شده عينا نقل مىكنم : « . . . كسالت من از سال 1330 ، بهطورىكه خودم به خاطر مىآورم شروع شده ، در ابتداى امر اگر به محلى كه گرم بود مىرفتم تا اندازهاى ناراحت مىشدم و يك كمى هم عرق مىكردم . در آن موقع فكر مىكردم كه اين حالت عارضه موقتى است ولى كمكم اين كسالت تشديد شد بهطورىكه در اواخر سال 30 و اوائل سال 31 بطور عمومى ناراحت بودم . اصولا اگر كسالت خود را به سه دوره تقسيم كنم دورهء اول از سالهاى 30 و 31 شروع مىشود . خاصه آنكه در اين دوره ناراحتى من فقط حساسيت در مقابل گرما بود . به محض اينكه به جاى گرمى وارد مىشدم مثل اينكه گر مىگرفتم . بدون جهت خيس عرق مىشدم . البته به جهت عرق كردن زياد هميشه چه در زمستان و چه در تابستان سرماخوردگى داشتم و از درد تخم