عبد الله احمديه
164
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
روى زبان او فلفل و در گلويش هم تيغى نهاده شده است . مىگفت تخم كتان با حالش سازشى ندارد لذا آن را ترك كرد . داروها تكرار شدند سپردم آب هما را به مقدار بيشترى برايش فراهم نمايند . در تاريخ 13 / 2 / 32 آزمايش ادرار وجود آلبومين را 90 / 0 ، غلظت را 1007 ، مقدار اوره را 28 و فسفات را سه گرم نشان مىداد . - در تاريخ 23 / 2 / 32 در آزمايش ادرار اثرى از آلبومين نبود . حال بيمار خوب شده بود . - در تاريخ 30 / 2 / 32 بيمار به تنهائى به مطب آمد . نفخ شكم و خيز آن به كلى خوابيده بود . ولى اگر سرپا مىايستاد نفخ در شكمش مشاهده مىشد كه اندكى خيز و آب هنوز در آن باقى بود . اما در ساير قسمتهاى بدن تهبّج و خيز وجود داشت . در قيافه و سيماى او آثار كدورت و نشانهاى از خرابى كبد و تهبّج نمايان بود ولى خيز يا نفخى نداشت و اين مخصوص ورم و ناتوانى كبد و آثار خستگى كليهها بود . طبق اظهار ، روز گذشته عصبانى شده و در نتيجه قلبش درد گرفته بود . از آب هما خيلى رضايت داشت . مىگفت در مدت 9 روزى كه از اين آب خوردهام ديگر نيازى به تنقيه حاصل نشده و مزاج روزى دو سه بار عمل مىكند كه آبكى و شل است . ادرارش هم زياد بود . دستورات زير را دادم : 1 - خاكشير در قندداغ 2 - عصاره تخم خربزه 3 ، تخم گشنيز 2 و تخم خرفه 2 ل . 3 - جوشانده اكليل 2 ، خارخسك 2 ، رازيانه 1 ، ريشه كرفس 4 و تخم كرفس 1 ل . - در تاريخ 26 / 2 / 32 بيمار اظهار داشت با خوردن اين داروهاى « گرم » تهبّج و پف كردگى در صورتش پيدا مىشود . شكم هم نفخ مىكند و سفت مىشود . مزاج روزى يك بار عمل مىكرد . نسخه زير را نوشتم : 1 - جوشانده از پوست بيد 3 ، ريشه كاسنى 2 ، اصل السوس 2 و ترنجبين 16 ل . 2 - عصاره تخم خيار 3 ، تخم خرفه 2 و تخم گشنيز 2 ل . 3 - آبمعدنى هما حالات عمومى بيمار از هر حيث خوب بود . با اطمينان از سلامتش او را روانه كردم .