عبد الله احمديه
155
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
- در تاريخ 17 / 2 / 31 حالات عمومى او خوب شد . كبد كوچك و نزديك به حجم طبيعى گشته و زردى بر طرف گرديده بود . گاهى اندك خارشى حس مىكرد . لينت مزاج خوب شده بود بهطورىكه به خودى خود روزى يك بار مزاج كامل عمل مىكرد . رنگ ادرار طبيعى بود . داروهاى قبلى تكرار شدند . علاوه بر تجويز آب ترب دستور عصاره تخم خربزه 3 ، تخم خيار 3 ، تخم خرفه 2 ، تخم كاسنى 6 و فلوس ترش خوراكى هم داده شد . - در تاريخ 12 / 3 / 31 رنگ و روى بيمار روشنتر شده بود . مىگفت دواها را مرتبا مىخورد و دستورات را عمل مىنمايد . ورم كبد خوابيد و شكل عادى داشت . ناخوشى كبد كليهها را خسته كرده بود . ازاينرو آثار ورم كليه و نفخ و خيز در خود حس مىكرد . خارش رفع شده بود . سپردم چند روزى اين نسخه را مورد استفاده قرار دهد . جوشانده از پوست بيد 3 ، ريشه كاسنى 2 ، بنفشه 2 ، عناب 20 دانه ، ترنجبين 12 ل . و شيره خنك از تخم خربزه 3 ، تخم گرمك 2 ، گشنيز 2 و كاسنى 2 ل . اين نسخه براى رفع ورم و خستگى كليهها و تقويت كبد داده شد . * * * * بيمار دوازدهم در تاريخ 15 / 6 / 31 آقاى نجات إله ك . شغل داروساز به مطب رجوع نمود . بيمار شكايت از سوءهاضمه و درد شكم داشت . در معاينه شكم جمع و متشنج مىنمود . بيمار در اثر فشار دست احساس درد در ناحيه فم معده و قولون راست مىكرد كه شديد بود . سيگموئيد هم تنبل بود و درد داشت . رنگ بدن بيمار تار و كدر مىنمود . بدن نسبتا خشك و كمچربى به نظر مىرسيد . ضمنا بيمار دچار يبوست هم بود . در پرسش معلوم شد پدرش بواسير و مادرش سردرد داشتهاند و سوء مزاج او ارثى است .