عبد الله احمديه

149

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

كند تا راحت‌تر نفس كشد . سابقا دفع مدفوع خيلى به طول مىانجاميد و مقدار آن كم بود . حال عمل دفع به سهولت صورت مىگرفت و مقدار آن هم زيادتر گرديده بود . دستوراتى به شرح زير دادم : 1 - تنقيه از زنيان 2 ، رازيانه 1 ، بابونه 2 ، ريشه ايرسا 2 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 ، تاجريزى 4 ، شكر سرخ 10 ل و Fiel de Boeuf . 2 - جوشانده از جنطيانا 1 ، خلال نارنج 2 / 1 ، بابونه 1 و ريشه كبر 2 ل . 3 - غااوت مركب از مصطكى 4 ، زنيان 2 ، گلپر 2 و رازيانه 1 ل . مىگفت سابقا ميل به خوراك نداشتم . حال اشتها پيدا شده حتى صبح‌ها هم به خلاف گذشته ميل به غذا دارم . خواب شب هم كه بد و با ناراحتى زياد همراه بود به آرامش تبديل گشته است . داروها چهار بار تكرار شدند . - در تاريخ 14 / 1 / 31 بيمار از اثرات تنقيه ناراضى بود و مىگفت درست عمل نمىكند و ايجاد پيچش مىنمايد . با آنكه مدتى نزدم نيامده و داروها را هم مرتب نخورده بود باز حالش نسبت به سابق خيلى بهتر بود . در عرض اين مدت هيچ استفراغ به او دست نداده بود ، فقط روز گذشته دو بار استفراغ كرده كه تند و ليز و زننده بوده است . پس از آن حالش خوب شده بود . دستور زير را برايش نوشتم : 1 - تنقيه از گز علفى 12 ، تاجريزى 4 ، گل خطمى 2 ، گل پنيرك 2 ، ريوند چينى 2 و نمك طعام و Fiel de Boeuf . 2 - جوشانده از افسنتين رومى 1 ، ريشه ايرسا 2 ، سنبل الطيب 1 و بسفايج 3 ل . - در تاريخ 22 / 1 / 31 اشتهاى بيمار خيلى زياد و درد او به‌كلى بر طرف گرديده بود . يكى دو ساعت پس از صرف غذا حال ترشى عارض مىشد ، شكم نفخ مىكرد كه البته نسبت به گذشته به مراتب كمتر بود و چندان قابل توجه به نظر نمىرسيد . مزاج روزى دو بار بدون خوردن دارو و تنقيه كار مىكرد زيرا داروها دفع سودا و رفع تشنج در او نموده بودند . ادرار هم زيادتر شده بود . خواب شب رضايت‌بخش بود . شكم بيمار چون گذشته همچون مشك صدا نمىكرد . بيمار بجز خوراك شامى هيچ قسم گوشت را نمىتوانست بگذراند . تخم‌مرغ را روزانه