عبد الله احمديه
137
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
به اغلب نقاط اروپا رفتم . در پاريس زير نظر پروفسور گودين و چند تن از استادان عالىرتبه معاينه شدم و تحت درمان قرار گرفتم . حركت و تقويت به معده داده شد و عمل دفع تا حدى طبيعى و مرتب گرديد . لكن در مدت 5 / 5 ماه اقامت در اروپا اساسا خواب نداشتم . بعد از 4 ساعت كه به رختخواب مىرفتم از خواب مىپريدم و از اين بابت بسيار ناراحت بودم . در آلمان و سويس نيز توسط اطباء مختلف تحت معاينه قرار گرفتم . مدت يك ماه و نيم در سناتوريومى به سر بردم كه مخصوص گياهخواران Vegetariens بود . اساس آن بر نخوردن گوشت ، ماساژهاى مختلف و درمان با ويتامينها و سبزيجات بود . در اينجا پس از معاينات زياد تشخيص آپانديسيت دادند كه عمل كردم . باز بيخوابى آزارم مىداد بهطورىكه واقعا عاجز شده بودم . بىاشتهائى هم مزيد بر علت بود . خلاصه آنكه نتيجه زيادى نبردم . آزمايشهاى متعددى كه از خون و ادرار كردند همه طبيعى بود . پس از پنج ماه و نيم به تهران بازگشتم . از آن تاريخ كه فعلا هفت ماه مىشود خوابم بهتر شده و اغلب به حد طبيعى است مگر آنكه باز عوارضى در معده پيدا شود . اما موضوعى هم كه ناراحتم كرده همين درد معده است كه نزديك 5 ماه است در ساعات مختلف بروز مىكند . البته زياد هم نيست . در موقع اين ناراحتى بادگلو زياد مىكنم . نزد چند پزشك رفتم زخم معده تشخيص دادند با وجود معالجات باز كموبيش درد باقيست . چند روز خوب است ولى باز بروز مىكند . گاهى ترش مىكنم ( ناشى از سودا ) . اغلب نزديك ظهر معدهام درد مىگيرد ( ناشى از صفرا ) . ضمنا زياد عصبانى هستم . هربار پس از عمل دفع ، احساس ناراحتى در اطراف مقعد مىكنم ( ناشى از ورم سيگموئيد ) . معاينه بدن بيمار لاغر و كمگوشت و عارى از رطوبت طبيعى بود ازاينرو پوست نيز فاقد لطافت ذاتى جلوه مىكرد . همچنين اگزماى خشك در پس گردن و حوالى گوش داشت . چربى بدن و پوست كم بود . در ملامسه ، شكم تشنج داشت و بدين جهت بدانگونه كه بايد نمىشد حدود اعضاء و احشاء را تميز داد . دردى در قولون صاعد حس مىكرد كه دليل بر ورم مزمن آن بود و همين سبب مىشد كه گاهى مدفوع رقيق و زمانى سفت مىگرديد . بيمار احساس دردى هم