عبد الله احمديه

132

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

كرده با قاشق چايخورى اندك‌اندك به او بنوشانند . طبق دستور عمل كردند مزاج باز شد و تب پائين آمد و بهبود در حال او پديدار گرديد . صبح پدرش بهبود او را به من خبر داد . اين‌بار مغز فلوس 2 ، ترنجبين 3 ، گل سرخ 2 / 1 ، بنفشه 1 ، زوفا 1 ل ، عناب سپستان 6 دانه و روغن بادام شيرين 1 ل دادم كه بتدريج به بچه بخورانند . كودك سه بار استفراغ كرد و سه بار هم شكمش به كار افتاد . در نتيجه معده و روده خالى شدند و كيسه صفرا بازگرديد . كودك چشم گشود و بهبود بسيار در حال او پديدار گشت . شب از حال او خبر آوردند . گل خطمى ، گل پنيرك و ترنجبين برايش نوشتم . دستور استفاده از آب هندوانه و دوغ هم دادم . - روز 13 / 5 / 29 بيمار را به نزدم آوردند . تبش خيلى ناچيز بود . چشم‌هاى بچه باز شده و كمى هم بازى مىكرد ، ولى هنوز دهانش پر از برفك بود و زياد لاغر و خشكيده به نظر مىآمد . در واقع ترى كافى و طبيعى نداشت . كودك به كلى از خطر رهائى يافته بود ولى باز هم روده‌ها ناپاك و شكم تعفن داشت . لذا دوباره دستور استفاده از فلوس را دادم و سپردم اين بچه را با لعاب گل خطمى و جوش‌شيرين بشويند و ماء الشعير به او بنوشانند . در ادامه معالجات انواع عصاره‌ها و ويتامين‌هاى لازم را تجويز كردم تا آنكه كودك سلامتى خود را تدريجا بازيافت . * * * * بيمار ششم در تاريخ 19 / 12 / 1329 بانو دروديان ساكن خيابان شهباز به مطب رجوع كرد . بيمار شكايت از تب خفيف و « سرما سرما شدن » بدن و نوبه كهنه داشت كه مدت چهار سال دچار عوارض آن بود . طبق اظهار ، به غذا بىميل بود . دهانش خشك و سردرد داشت . درد تخم چشم آزارش مىداد . تپش قلب ، كمى ادرار ، درد پهلو ، سستى اعصاب ، بىميلى از مصاحبت با جنس مخالف ، يبوست مزاج ، درد كمر ، درد زير دل ، استخوان‌درد مخصوصا استخوان ران چپ و خستگى صبحگاهى مجموعا ناراحتىهاى اين بيمار را تشكيل مىداد .