عبد الله احمديه
124
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
ورم حاد معده است . اگر زبان به رنگ زرد درآيد دليل بر غلبه « صفرا » و اگر زبان تيرهرنگ باشد نشانه « سودا » خواهد بود . اگر زبان مايل به سفيدى و نرم باشد ناشى از « رطوبت » است . هرگاه زبان خشك ولى رنگ آن طبيعى باشد سببش يبوست و خشكى بدن مىباشد . دلالت هضم غذا - توانائى عمل گوارش وقتى مسلم است كه در فم معده ثقلى نبوده ، نفخ و قراقر در معده پيدا نشود و طعم دهان هم طبيعى باشد و شخص احساس ترشى و يا شيرينى و مزههاى خاص در دهان ننمايد و همچنين احساس فواق ، احتلاج و تمدّد هم نكند . ديگر از نشانههاى صحت معده بقاى غذا در معده در حد اعتدال و نزول آن در وقت معين ، نه زودتر و نه ديرتر مىباشد . خواب بايد در حد اعتدال ، نه زياد و نه كم باشد . همچنين شخص بايد بتواند سبك از خواب برخيزد و پس از بيدار شدن نفخى در چشمان و سنگينى در سر نداشته باشد . اجابت معده هم بايد بالطبع سهل بوده و قسمت زيرين شكم پيش از دفع براز اندكى برآمده باشد . هرگاه معده قدرت هضم را نداشته باشد تواتر در بازآمدن غذا به دهان و قراقر شكم روى مىدهد و طعام بيش از حد معين در معده مانده و يا آنكه قبل از وقت مقرر دفع خواهد شد . هرگاه صفرا در معده باشد مانع هضم غذا نمىشود بلكه گاهى موجب فساد آن مىگردد ، درصورتىكه سودا ، هم مانع عمل هضم شده و هم غذا را فاسد مىكند . چنانچه ورمى در معده نبوده و قراقرى هم رخ ندهد و غذا نيز در معده فاسد نگردد و با وجود اين هضم به خوبى انجام نپذيرد بايد سبب را از سوء مزاج دانست . * استدلال دردهاى معده - تمدّد معده دليل بر وجود « باد » است . سنگينى و ثقل دليل بر امتلاء و گزندگى آن نشانه خلط ترش يا تلخ ( صفرا ) مىباشد . * استدلال اشتها - اين ميل گاه زياد و گاه كم و گاهى به هيچ مىرسد . پارهاى اوقات نيز طبيعت به برخى از اقسام غذا تمايل پيدا مىكند . بعضى وقتها ميل به مبردات ، يا ترشى يا غذاهاى شور و يا تحريككنندههائى مانند خردل و فلفل و