عبد الله احمديه
120
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
آنچه بايد خيلى مورد توجه و دقت قرار گيرد تأثير و توجه و تمكّن « ماده سوء مزاجى » در جهاز هاضمه است كه متأسفانه امروز بدان توجهى نمىشود . قدما معتقد بودند كه غذا در دهان و معده و روده استحالات و تغييرات مىيابد و مانند كشكاب شده در روده به وسيله عروق ماساريقا جذب و وارد كبد مىگردد . كبد آنها را پخته و دگرگون و به مواد چهارگانه « خون » ( گرم و تر ) ، « صفرا » ( گرم و خشك ) ، « بلغم » ( سرد و تر ) و « سودا » ( سرد و خشك ) در مىآورد . از اختلاط و آميزش اين چهار خلط « مزاج » يا « طبيعت » به وجود مىآيد . اين اخلاط در ضمن گردش خون به اعضاء و احشاء بدن رفته ، پس از اندك تغيير و تبديل شكل ، جذب ياختهها شده و صرف تغذيه و بدل مايتحلل و نمو بدن مىگردند . گاه يكى از اخلاط از حد خود زيادتر شده و مزاج بدان خلط متمايل مىشود . ازاينرو « مزاج گرم » ، « مزاج سرد » ، « مزاج خشك » و « مزاج تر » در اشخاص به وجود مىآيد ، و از اختلاط اين اخلاط با يكديگر همانطور كه قبلا اشاره شده است جمعا 9 مزاج بدست مىآيد . گاه اين اخلاط بدانگونه كه بايد تبديل نشده و مقدارى از آنها نيمسوز باقى مىمانند كه قابل جذب بدن نيستند ، بعلاوه وجودشان هم براى بدن مضر است زيرا ايجاد امراض گوناگون سوء مزاجى ( سنگ كليه و كبد ، بواسير ، روماتيسم ، عوارض عصبى و روانى ، بيماريهاى گوارشى و مفاصل و . . . ) مىنمايند . معمولا علت پيدايش اين اخلاط زيانبخش نيمسوز از ضعف و ناتوانى كبد است ، زيرا اين عضو عليل نمىتواند به درستى همه مواد غذائى را بپزاند و تبديل به مواد لازم و قابل جذب سازد . اين مواد مضر و نيمسوز را « سودا » نامند . توضيح آنكه اين موادى كه به اسم « سودا » شناخته مىشوند اگر از احتراق ناقص خون پديد آيند مانند خون طبيعتى گرم و تر و اگر از احتراق نيمهتمام صفرا به وجود آيند باز مانند صفرا طبيعتى گرم و خشك خواهند داشت . اگر از احتراق ناقص سودا باشند طبيعت آنها نيز مانند سودا سرد و خشك خواهد بود . هرگاه از احتراق ناقص بلغم پديدار گردند همانند بلغم طبيعتشان سرد و تر مىگردد . اين مواد سودائى عموما در خون غوطهور بوده ، رنگ آن را مانند آب گلآلود ، تار و كدر مىكنند . موارد زير را يادآور مىگردد :