عبد الله احمديه
95
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
* بيمار هفتم كودكى مبتلاء به حصبه شده بود . براى معالجه او به پزشك خانوادگى كه يكى از اطباى سرشناس اروپائى مقيم تهران بود و تخصصى هم در بيماريهاى كودكان داشت رجوع نمودند . پزشك چند روزى بعضى از داروهاى ضد تب و ملين تجويز كرد تا سرانجام با تشخيص بيمارى ، سپرد كه بچه را ديگر از منزل بيرون نياورند و روزها قدرى شيرخشت و مقدار زيادى مايعات به او بخورانند و غير از اين هيچ داروى ديگرى به او ندهند . اين پزشك مدتها در ايران اقامت داشت . تأثير داروهاى مصنوعى را در درمان حصبه آزموده بود ولى از روش معالجه سنتى بجز شيرخشت اطلاعات ديگرى نداشت . بنابراين تنها به استفاده از اين دارو اكتفا كرده بود . والدين كودك مدتى بدين دستور رفتار نمودند در نتيجه بچه دچار عوارض دماغى و عصبى و ناراحتىهاى ديگر شد . بالاخره پس از يك ماه مرا به عيادت او بردند . علت دوام تب و بيمارى را از ناپاكى رودهها تشخيص دادم . دستور استفاده از روغن بادام شيرين ، ريشه خطمى ، گل خطمى . . . و نيز تنقيه داده شد تا رودهها نرم گرديده و به مرور مدفوع كنده و خارج شود . بعد از گذشت دو هفته دو بچه ديگر در آن خانه ( خواهر و برادر او ) و نيز يك كودك همسايه كه همبازى آنها بود دچار تب حصبه شدند . به معالجه آنها پرداختم . با استفاده از فلوس و ملينهاى لازم به زودى درمان يافتند . دوره نقاهت اينان به اتمام رسيد و به خوراك افتادند . درصورتىكه طفل اولى كه نخست به دستور پزشك اروپائى تحت معالجه قرار داده شده بود هنوز تب مىكرد زيرا رودههاى او از اول به درستى پاك نشده بودند . بالاخره اين كودك نيز با پيگيرى معالجات ، بهبود يافت . در اينجا باز هم اين توضيح را لازم مىدانم كه در اثر خرابى دستگاه گوارش و رودهها و يا غير طبيعى بودن رودهها بيمارى حصبه طولانى مىگردد . البته در اين كودك پيشينهاى كه دال بر خرابى جهاز هاضمه باشد مشاهده نشد ولى عدم تشخيص و توجه بموقع موجب بدرازا كشيده شدن دوره بيمارى كودك گرديده بود . * * *