عبد الله احمديه
48
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
بايد يادآور شوم كه برقرارى اين سخنرانى در تعقيب كنفرانس قبلى و بدرخواست پزشكان و اساتيد طب شوروى انجام پذيرفت و من صلاح ديدم مشاهدات خود را در زمينه سيفليسهاى عاصى العلاج و خطرناك كه داروهاى جديد در آنها بىاثر ولى روش استفاده از " پيپ " در درمان آنها موثر واقع گرديده بودند مطرح نمايم و همين بيمار را ضمن بيان شرح حالش عملا نشان دهم . شب بيست و چهارم فروردين 1327 در انجمن پزشكى ايران و شوروى ، در پايان كنفرانس بيمار را كه تنها با استفاده از روش پيپ در ظرف 56 روز درمان شده بود پزشكان شوروى مورد معاينه قرار دادند . در واقع در خاتمه كنفرانس پروفسورهاى روسى من و بيمار را نگهداشته و بعد از رفتن پزشكان ايرانى ، به تقدير و تحسين زياد پرداختند و گفتند بهترين رويه همين است كه از طبيعت استفاده مىكنيد . بانو دكتر حمزوى چشمپزشك نيز چشم بيمار را از نزديك مشاهده و معاينه كردند بيمار تمام مشخصات سروصورت و موهاى ايشان را برشمرد . از وضع و حال او پرسشها نمودند . فرداى آنروز بيمار مانند قبل به مطب آمد دستور دادم روزى يك مثقال هليله سياه را نرم كرده بخورد . براى پيروى از اين دستور بر حسب اتفاق ، حادثهاى برايش رخ داد به اين صورت كه در منزل ، كودكى كه وظيفه كوبيدن دارو را به عهده گرفته بود سهوا مقدارى بيش از يك مثقال ترياك را كه در خانه بوده بجاى داروى اصلى كوبيده و به بيمار مىدهد . او نيز بلادرنگ آن را مىخورد همين امر باعث انتقال او به بيمارستان مىگردد ولى پس از رفع خطر دچار ضعف و سستى مىشود . چندى بعد به مطب آمد و جريان را تعريف كرد . چند روزى باز از پيپ استفاده نمود . تعدادى حب از معجون كچوله دادم تا با سستى ترياك برابرى نموده و آن را رفع كند . باز واقعه جالب ديگرى برايش رخ داد . روزى كه مىخواست بنزدم بيايد . در راه مأموران جمعآورى گدايان به تصور اينكه او نيز از جمله متكديان است بازداشتش نموده و به كانون كار و آموزش بردند . بنابه اظهار ، او را به كار واداشتند . هرچه ناله و زارى كرده كه من كور و افليج بودم و نزد دكتر احمديه درمان مىكنم و شغلم تكدى نيست و مىتوانيد تلفن كنيد و شرححالم را استفسار نمائيد هيچكس اعتنائى به حرفهاى او نمىكند . سرانجام متوسل به پزشكان كانون مىگردد تا او را معاينه كرده و حقيقت بر آنان آشكار شود . آنها پس از معاينه گفتند تو كه عيب و نقصى ندارى زيرا عيبى در او نديدند ! خلاصه اين مرد بينوا نزديك سه ماه يعنى تا تاريخ 20 / 5 / 27 در " كانون " بسر برد و بعد مرخص شد . پس از خروج توبه كرد كه ديگر در تهران نماند . شخصى حاضر شد او را به كرمانشاه ببرد . نزدم