عبد الله احمديه

33

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

بيمارى عصبى و تكان خوردن سر و گردن گرديد . بديهى است با همين دارو او نيز بهبودى پذيرفت . 3 - در تاريخ 30 / 8 / 26 آقاى م . الف . چهل و دو ساله ساكن همدان مورد معاينه قرار گرفت . طبق اظهار ، داراى پدر عصبى و دو برادر است كه يكى از آنان نيز عصبانى مىباشد . يك خواهر دارد كه سالم است . در كودكى دچار بيمارى حصبه و تب شده و در آزمايش‌هائى كه نموده مورد غير طبيعى مشاهده نگرديده است . بيمار در توضيح پيشينه بيمارى خود ادامه داد كه كار فكرى زياد داشته و در نتيجه مبتلا به گرفتگى قلبى شده است . در اواخر بهار دچار چنين حالتى شده بود . در همدان معالجاتى كرده كه نتيجه نبخشيده است . در تهران نيز نزد پزشكان سرشناس چندى به مداوا پرداخته كه هيچ سودى نگرفته است . بيمار شكايت داشت كه ناحيه قلب داغ و ضربان قلب زياد مىشود . گاهى ضعفى به او دست مىدهد كه نمىتواند حتى چند مترى هم راه برود زيرا خسته و درمانده مىشود . حالت ترس و وحشت به او عارض مىگردد . قلبش همانند اينكه مىخواهد بايستد . ميل زياد به غذا ندارد . استخوان‌هاى سينه غفلتا درد مىگيرند . وقتى كه از خواب برميخيزد حالت سستى و سرگيجه به او دست مىدهد . دستها و دو ساعد چون بخواب مىروند نتيجتا بىحسند . صبح‌ها خسته است و سرگيجه دارد . چنانچه سروصدايى شود سرگيجه او شدت مىيابد به نحوى كه بر زمين مىافتد . وضع شكم او مرتب نيست . سابقا روزى دو بار عمل مىنموده . حال روزى يك بار آن هم به سختى كار مىكند . قواى جنسى بستگى به وضع عصبىاش دارد . طبق اظهار طبيعتش در گذشته " گرم " بوده ولى در حال حاضر از قرار " سرد " شده باشد . سابقا زياد دچار زكام مىشده درصورتىكه در شش هفت ماه اخير بينىاش هيچ ترشحى نكرده و هميشه خشك است . در معاينه آثار خستگى و اندوه و تألم در چشمان و چهره او نمايان بود . ضربان قلب نامنظم بود و گاه وقفه داشت و سريع بوده . در ملامسه احساس در فم معده مىنمود . شكم كمى نفخ داشت . شكايت او از ضربان قلب و درد استخوان جناق بود . مىگفت گاهى درد مخصوص و شديدى در اين استخوان حس مىكنم كه داغ مىشود . طحال اندكى بزرگ بود . انعكاس كرماسترين وجود نداشت و اين خود دليل بر منتهاى ضعف اعصاب مىباشد . به تشخيص من " سودا " و " سرد شدن " طبيعت بيمار را خشكى بينى مزيد بر علت شده بود . و وجود و سبب پيدايش عوارض عصبى نيز ناشى از خشكى بينى بود . بنابراين نخست داروى ضد كرم مركب از كلمل سنطونين و فلوس دادم . چند كرم دفع شد . ضمنا روغن " احمديه " نيز به او داده بودم كه همه روزه در بينى بچكاند .