محمد اعظم خان ناظم جهان

90

قرابادين اعظم ( فارسى )

شيرهء آلوبخارا شيرهء زرشك در عرقيات برآورده سكنجبين شربت انار داخل كرده بنوشند و بعد از نضج بمسهل بارد تنقيه سازند و گلاب را گرم نموده پارچه بدان تر كرده تكميد نمايند [ دوائى در امراض معده ] دوائى كه در امراض معده مثل ضعف هضم و قى و نقصان اشتها و غيره كه از برودت فقط يا از بلغم يا از سودا بود معمول‌ست صفت آن مصطگى پوست ترنج هر يك يك ماشه سائيده در گلقند دو توله آميخته بخورند و مصطگى سنبل الطيب عود پوست ترنج در سركه و گلاب سائيده بر معده ضماد كنند و كمونى و دواء المسك حار خورند ايضا در امراض مذكوره كه سببش صفرا باشد مستعمل صفت آن به آب نيمگرم و سكنجبين قى كنند و سماق و زرشك سائيده در سكنجبين و شربت انار آميخته بخورند و صندل و زرورد طباشير و سماق با سركه و گلاب سائيده بر معده ضماد كنند پس از نضج مسهل بارد دهند دوائى كه هاضم و مشهى و خوش‌مزه است صفت آن آب جغرات يك آثار آب‌ليمو نيم آثار آب ادرك دو نيم توله پوست بيخ چيته فلفل سياه هر يك يك توله سهاگهء بريان يك درم نمك لاهورى قدر ذايقه ادويه سوده در آبهاى مذكوره آميخته در شيشه نگاهدارند خوراك دو سه توله ايضا كه جهت تقويت هضم و اشتها و تحليل رياح مجرب صفت آن آب ادرك آب گهيكوار هر يك چهار توله نمك سياه دو توله با هم آميخته در شيشه انداخته زير آفتاب دارند تا سه چهار روز بعده از يك توله با عرقيات مناسبه شروع نمايند و بتدريج اضافه سازند و در نسخهء ديگر آب‌ليمو داخل‌ست و شهد عوض نمك و همه اجزا مساوى و نوشته كه ده روز در آفتاب دارند بعده يك قهوه‌خورى از آن بنوشند و اگر قدرى لونگ و دارچينى و اجواين و پيپل در آن آميزند نافع‌تر باشد و براى دفع رطوبات معده و زردى اندام و ورم سپرز نيز مفيد نوشته دوائى كه بر هضم اعانت كند و سوزش سينه كه از ناگواريدن طعام بهم رسد رفع كند از بياض اوستاد مرحوم صفت آن كباب چينى يكتانك تج دانهء الايچى خرد هر يك دو تانك دارفلفل چهار تانك طباشير هشت تانك صندل سفيد نبات هر يك شانزده تانك كوفته بيخته هر صباح دو تانك بخورند ايضا منه جهت تقويت معده و رياح آن صفت آن ست گلونه ماشه مصطگى يك نيم توله عسل پاؤ آثار شربت يك دام دوائى كه جهت سقوط اشتها و بدهضمى و ديگر خللهاى شكم كه در آن تپ هم عارض باشد مجرب حكيم كلو صاحبست صفت آن اصل السوس مقشر دارفلفل شيطرج هر يك سه ماشه نمك لاهورى اجواين زنجبيل مرچ سياه پودينه هر يك شش ماشه گل سرخ يك توله كوفته بيخته سه ماشه ازين در يك توله عسل آميخته هر روز بخورند بسيار نافع‌ست دوائى مقوى هاضمه و معده و افروزندهء رنگ رو معمول‌ست صفت آن چاى خطائى يك درم باديان خطائى نيم درم دانهء الايچى خرد دارچينى هر واحد نيم مثقال مصرى توله در گلاب يا بيدمشك يا عرق كپوره اگر باشد بهتر و الا در آب نيم سير بجوشانند چون نيم پاؤ بماند نيمگرم بطور قهوه بنوشند و چاى خطائى را در آخر جوش اندازند دواى هيضه از مجربات اوستاد صفت آن خس پوست نارجيل ناگر موتهه از هر يك يك نيم توله پوست بادام پودينه هر يك سه توله الايچى سفيد نه ماشه در پنج آثار آب بجوشانند چون نصف بماند قدرى قدرى بنوشانند و در نسخهء مجربى وزن خس سه توله است و نوشته كه در سه آثار آب بجوشانند چون ثلث حصه كم شود به كار برند [ دوائى هيضهء بلغمى ] دوائى هيضهء بلغمى و هيضه كه بسبب اكل اغذيهء غليظ بلغمى و ريحى باشد از مخترعات حكيم كلو صاحب گويند كه ازين دوا هزارها مريض شفا يافته‌اند صفت آن سعد كوفى پنج درم در آب سى و شش توله بجوشانند تا بثلث رسد صاف و سرد ساخته بنوشند و حب سرخ و سياه كه مسطور شد نيز در هيضه معمول حكيم ممدوح‌ست