محمد اعظم خان ناظم جهان
67
قرابادين اعظم ( فارسى )
نيكو برهم زنند و نگاهدارند خميرهء صندل مركب از علوى خان نافع ضعف قلب صفت آن صندل سفيد ابريشم مقرض هر يك نه ماشه گاو زبان گل گاو زبان گل سرخ هر يك يك توله گل نيلوفر دو توله دارچينى زعفران هر يك دو ماشه قند سفيد سه چند ادويه بقوام آورده آميزند شربتى دو مثقال خميرهء زمرد از حكيم ممدوح كه در تقويت اعضاى رئيسه معمول صفت آن زمرد سبز يك نيم توله در عرق كيوره تا يك هفته صلايه كرده در مرباى سيب و مرباى آمله از خسته پاك كرده هر يك پنج توله قند سفيد ده توله در عرق كيوره قوام ساخته عنبر يك درم به نبات سوده آميخته بدارند شربتى از دو درم تا دو مثقال [ خميرهء ابريشم از اختراع علوى خان مقوى قلب حار ] خميرهء ابريشم از اختراع علوى خان مقوى قلب حار و دافع وسواس و خفقان احتراقى و مفرح و منشط و مقوى جميع اعضاى رئيسه و كليه و معده و مزيل گرمى گرده و ذيابيطس مجرب صفت آن ابريشم خام پنجاه مثقال در آب باران طلاتاب دو من عرق بيدمشك گلاب از هر يك يك من تبريزى عرق گاو زبان عرق نيلوفر از هر يك نيم من تبريزى عرق هيل عرق صندل از هر يك پنجاه مثقال دو شبانهروز بخيسانند روز ديگر صبح بجوشانند آنقدر كه وزن آب رفته وزن عرقها بماند بمالند و بپالايند و نبات سفيد نيم من تبريزى عسل مصفى پنجاه مثقال شربت فواكه شيرين شربت سيب شيرين شربت ريباس شربت امرود شربت انار شيرين شربت به شيرين شربت اترج از هر يك پنج مثقال داخل كرده بجوشانند و كف آن را بگيرند و بقوام آورده پس بگيرند مرواريد ناسفته ياقوت رمانى يشب سبز فادزهر معدنى مرجان قرمزى مرباى شمعى از هر يك دو مثقال و نيم لعل بدخشى زمرد اعلى از هر يك يك مثقال و يك دانگ و نيم احجار را با گلاب بر سنگ سماق صلايه كرده غسل داده خشك نموده وزن نمايند و ورق طلا محلول ورق نقره محلول از هر يك دو مثقال و نيم هر دو را بعسل مصفى حل سازند ابريشم مقرض گل گاو زبان كشنيز خشك مقشر صندل سفيد غنچهء گل سرخ بهمن سرخ بهمن سفيد طباشير نشاسته از هر يك پنج مثقال تخم خرفه مقشر ده مثقال مغز تخم كدو مغز تخم هندوانه از هر يك هفت مثقال و نيم عود قمارى دو مثقال زعفران يك مثقال بدستور خميره مرتب نمايند و در نصف آن يك مثقال كافور قيصورى سائيده داخل نمايند و نصف ديگر به غير كافور نگاهدارند شربتى از دو درم تا دو مثقال خميرهء گاو زبان مقوى اعضاى رئيسه مستعمل بعد رفع تپ براى دفع ضعف و نقاهت صفت آن مرواريد چهار ماشه در عرق كيوره نيم پاؤ صلايه كرده طباشير گاو زبان گل گاو زبان هر يك چهار ماشه اصل السوس مقشر تخم خرفه هر يك سه ماشه كوفته بيخته نبات چهار توله در عرق گاو زبان پاؤ سير بقوام آورده بياميزند خوراك سه ماشه در آخر روز به عرق گاو زبان و عرق عنب الثعلب هر يك چهانك نيمگرم خميرهء مرواريد نافع خفقان حار صفت آن زهرمهرهء خطائى مرواريد ناسفته كهرباى شمعى يشب سبز طباشير كبود هر يك شش ماشه در يك پاؤ كيوره كهرل كنند و گل گاو زبان صندل سفيد برگ سيوتى برگ گاو زبان بكوبند و قند پانزده مثقال بقوام آرند و آميزند پس ورق نقره چار ماشه حل كنند خميرهء مرواريد ساده براى تقويت اعضاى رئيس و شريف نافع صفت آن مرواريد ناسفته يك توله در عرق كيوره صلايه كرده در شربت سيب و نيلوفر هر يك سه توله مرباى آمله هفت عدد نبات سه توله بسازند شربتى نه ماشه بماء اللحم ساده خميرهء مرواريد مركب از علوى خان صفت آن مرواريد ناسفته يك توله در عرق كيوره صلايه كرده بهمنين كشنيز گل كاسنى فرنجمشك گاو زبان تخم بادرنجبويه تخم كاسنى هر يك دو مثقال ابريشم مقرض سه مثقال عنبر مشك هر يك يك نيم ماشه بمرباى سيب و آمله و نبات قوام ساخته شربتى از دو درم تا دو مثقال در امراض جگر نيز مستعمل خميرهء مرواريد كه در تقويت اعضاى رئيسه سريع الاثرست صفت آن مرواريد ناسفته يشب سبز هر يك نه ماشه زهرمهرهء خطائى چهار ماشه