محمد اعظم خان ناظم جهان
56
قرابادين اعظم ( فارسى )
دو سه روز خورند حب رسكپور كه جهت آتشك مجرب صفت آن مرچ سياه قرنفل الايچى سفيد گيرو رسكپور هر يك سه ماشه قند سياه نه ماشه به آب سائيده حبوب به قدر دانهء موتهه بندند و يك حب در قند سياه يا مغز نان پيچيده مىخورده باشند و تا يك سال اجتناب از دال مونگ و ماش دارند حب زنگار از معمولى صفت آن كتهه سفيد دو توله زنگار جوترى هر يك سه ماشه افيون سپيارى كهنه هر يك دو ماشه كونپل بيد انجير جوگيا دو توله ملائى شير پاؤ آثار همه را سائيده مع ملائى در ظرف پهول سه روز كهرل نمايند و حب سازند اگر زخم باشد يا داغ سياه مثل داد باشد بران طلا سازند و يك حب بخورند حب سم الفار معمول حكيم عبد القادر مرحوم صفت آن سم الفار پنج ماشه نيله تهوتهه ده ماشه كتهه سفيد بست ماشه مغز بتولى چهل ماشه سرپهوكه هشتاد ماشه در آب بهت كتائى كهرل كرده به قدر نخود حب بندند هر صبح يك گولى در ملائى شير يا در كهوه پيچيده بخورند و از ترشى و بادى و دالمونگ پرهيز كنند نوع ديگر مجرب بلا تخلف صفت آن سم الفار اصيل يك توله در يك سير پاؤ بالا آب كتائى خرد كه آن را دو بار صاف كرده باشند اندكاندك انداخته كهرل كنند بعده حبوب به قدر ماش سازند و يك حب در بالائى جغرات گاؤ نهاده بخورند طورى كه بدندان نرسد و بالاى آن نيم سير جغرات گاؤ بنوشند غذا دال ماش مقشر بروغن بسيار و نان گندم و پرهيز از برنج و شير و دالمونگ و سير و شيرينى و از جماع و اگر موسم و مقام سرد بود جغرات را نيمگرم كرده خورند در يك چله صحت يابند و طريق شناخت سم الفار اصيل اينست كه سم الفار سفيد را در پارهء جگر بز تا دو ساعت نگاهدارند اگر جگر آب شود اصيل باشد حب بلادر بعد تنقيهء مرض آتشك و بادفرنگ را مستاصل سازد و حكم اكسير دارد معمول و مجرب حكيم احسن الله خان صفت آن بلادر كلاه دور كرده هشت عدد بزر البنج سفيد نانخواه كنجد سياه هر يك هفت ماشه مغز نارجيل تازه يك توله سيماب چهارده ماشه طباشير سفيد شش ماشه قند سياه كهنه چار توله دواها را باريك سائيده پس بلادر آميخته بسايند و بعد از ان سيماب آميزند و بكوبند و قند سياه مخلوط كرده چندان بايد كوفت كه يك ذات شود پس بست و هشت حب سازند يك صبح و يك شام در حلوا يا ملائى نهاده بلع نمايند و احتياط دارند كه جرمش بكام و دهان و لهاة نرسد ورنه جوشش دهن مىكند غذا شير و برنج يا كهير بىشيرينى و اگر ازين طبيعت سير نشود گوشت بز بىمرچ و يا پلاؤ بخورند و اگر تا چهارده روز خواهند خورد بسيار مناسبست و انسب آنكه يك وقت اعنى صبح خورده باشند و هنگام شام نخورند كه اكثر ديده شد هركس كه دو وقته خورد بلا تامل دهن بسيار مىجوشد كه كار مشكل مىشود اين امر در هر حبوب بلادرى باد ماند فتذكر نوع ديگر كه بتجربه پيوسته از بياض اوستاد مغفور صفت آن اجواين خراسانى اجواين هندى كنجد سياه عاقرقرحا سيماب بهلانوه كلاه دور كرده هر يك هفت ماشه قند سياه كهنه به قدر دو فلوس سواى سيماب و قند سياه همه را كوفته بعده سيماب و قند سياه داخل كرده يكشبانهروز يا دوازده پاس در هاون دسته خوب بكوبد چون مانند موم گردد و رنگ كرنجوه پيدا كند به قدر كنار جنگلى حبوب بندد و يك حب پارهپاره نموده همراه جغرات ملائى دور كرده جغرات زير و بالا نموده معلق در حلق فروبرد و بالاى آن نيم پاؤ جغرات بخورد وقت صبح نهار و شام و بعد از يك پاس غذا بخورد و از دال مونگ و روغن زرد و شير و قند سياه و گوشت بز و شيرينى و ملائى پرهيزد و دال ماش همراه نان گندم و يا كهچرى ماش يا برهء ماش يا كچورى ماش كه در روغن كنجد ترتيب داده باشند و آچار انبه روغندار و ماهى و گوشت گاو بخورد و اگر مرض بشدت باشد اول مسهل دهند به اين وجه جمالگوته مقشر نموده در روغن زرد تر كرده چهار رتى كتيرا دو ماشه مغز نارجيل يك فلوس همه كوفته سه پرى تيار سازد يكى صبح