محمد اعظم خان ناظم جهان
44
قرابادين اعظم ( فارسى )
و مخرج اخلاط مختلفه است و از جميع نسخ آن بهتر و حرارت و حدت كمتر دارد صفت آن گل بنفشه گل سرخ تخم خرفهء مقشر هر يك پنج درم مغز تخم كدو مغز تخم خيارين مغز بهدانه گل نيلوفر نشاسته هر يك سه درم كشنيز خشك مصطگى طباشير كتيرا هر يك دو درم مغز جمالگوته مدبر ده درم كوفته بيخته بلعاب اسپغول صلايه كرده حب به قدر نخود سازند خوراك از يكماشه تا دو ماشه حسب مزاج بشربت شكر و گلاب نوع ديگر از معمولات اوستاد مرحوم صفت آن حب النيل تربد موصوف ريوند خطائى هر يك يك توله حب السلاطين مدبر بست دانه با لعاب بهدانه شش ماشه كهرل كرده به قدر مونگ حب بندند خوراك تا شش حب نوع ديگر مسهل اخلاط غليظ از اعماق بدنست و كرم امعا بكشد و اخراج آن كند صفت آن حب السلاطين مدبر دو مثقال تربد موصوف درمنه تركى ريوند چينى هر يك يك مثقال سائيده و بروغن بادام چرب نموده به قدر فلفل حبها سازند شربتى از سه حب تا پنج حب غذا نخوداب و اگر زياده عمل كند قدرى گلاب يا دوغ گاو سرد كرده بنوشند [ حب نارمشك ] حب نارمشك كه مسهل و سريع الاثرست و جهت تحليل رياح و تقويت معده و رفع قولنج و مغص بلغمى و درد معده كه از احتباس طبع باشد نهايت مجربست صفت آن زنجبيل قرنفل دارفلفل دارچينى فلفل سياه نارمشك مصطگى از هر يك پنج ماشه سقمونيا قند سفيد هر يك هفت مثقال كوفته بيخته حب سازند به قدر نخود به جهت حل قولنج نيم مثقال بخورند حب حنظل كه در اخراج مواد از عمق بدن بغايت قوى العمل است خصوص در حل قولنج و تسكين درد ان بمرتبهايست كه نظير ندارد صفت آن قرنفل دانهء الايچى خرد دارچينى زعفران مر سياه صبر سقوطرى پوست هليلهء زرد زنجبيل شنگرف هر واحد يك درم شحم حنظل تربد موصوف از هر كدام سه درم مجموع باريك كوفته به عرق باديان يا گلاب حب سازند به قدر گاورس شربت شصت حب تا هشتاد و صد به قدر قوت مزاج و شدت و ضعف مرض به آب يا به عرق مذكور حب قولنج كه در وقت شدت درد نافع و بوجع معده نيز مفيدست صفت آن حلتيت مغز تخم بيد انجير مغز كرنجوه زنجبيل نكچهكنى مساوى به قدر كناردشتى حب بندند شربت يك حب به آب نيمگرم حب كه براى بىجا شدن ناف بينظيرست صفت آن نكچهكنى سوخته اجواين مساوى كوفته بيخته بقند سياه كهنه حب بسته به قدر يك ماشه بروغن گاو خورند و در نسخهء ديگر نافع اسهال كه بسبب بىجا شدن ناف باشد زنجبيل نيز داخلست حب بادگوله كه قولنج ريحى و صلابت طحال و تپ ربع را مفيد صفت آن سونهه ستوه سهاگهء بريان نمك سنيده بينگ مهرا مساوى با شيرهء پوست درخت سهجنه كهرل كرده به قدر كنار جنگلى حب بندند و يك صبح و يك شام بدهند و نيمگرم طلا كردن او نيز نافعست نوع ديگر كه طحال و بادگوله را مفيد صفت آن چونههرانسوت سهاگهايلوه به آب گهيكوار چهار پهر كهرل كرده حبهاى خورد بسازند خوراك يكماشه تا سه ماشه حب ملين براى قبض و بلغم و رياح و سردى معده خصوص بهر اطفال شيرخوار صفت آن هليلهء سياه چار جز زرنباد نركچور باديان هر يك دو جز تنكار بريان يك جز كوفته بيخته به قدر نخود حب سازند و يكى خورانند حب قاتل ديدان صفت آن زيرهء سياه سه ماشه برنگ كابلى درمنهء تركى هر يك دو ماشه تربد موصوف افسنتين زنجبيل كتيرا صبر سقوطرى هر يك ماشه كوفته بيخته حبها سازند خوراك حسب مزاج ايضا كه مخرج حيات و حب القرعست صفت آن قنبيل برگ پودينه برنگ كابلى نمك هندى پوست هليلهء زرد برابر گرفته حبها سازند خوراك سه درم و اگر تربد موصوف به قدر نصف مجموع افزايند اولى بود نوع ديگر مجرب احقر صفت آن برنگ كابلى پودينه خشك و پوست بيخ انار ترش هر يك پنج ماشه كميله ترمس صبر سقوطرى هر يك چهار ماشه شحم حنظل سه ماشه نمك هندى دو ماشه كوفته بيخته در شيرهء