محمد اعظم خان ناظم جهان
32
قرابادين اعظم ( فارسى )
مصطگى ميعهء يابسه هر يك دو مثقال قاقلين هر يك يك نيم توله زعفران سه مثقال عنبر مشك جندبيدستر هر يك يك درم بعسل سرشته حبها به قدر يك درم سازند وقت حاجت در آب گرم يك حب انداخته به نبات شيرين ساخته بنوشند حب جدوار كلان معمول خود حافظ صحت نافع زكام و نزله قاطع اسهال مقوى احشا صفت آن جدوار درونج راسن انيسون مقل هليلهء زرد هر يك چار مثقال بهمنين بزر البنج كبابه عاقرقرحا صمغ عربى موميائى قرنفل گاو زبان سعد كوفى تخم گذر حرمل لسان العصافير كشنيز خشك رازيانه هر واحد سه مثقال سنبل الطيب قاقله فرفيون زراوند مدحرج ريوند چينى مغز بادام صندل سفيد كمون مدبر مرواريد ناسفته هر يك دو مثقال مر مكى مرزنجوش هر يك يك مثقال ثعلب مصرى پنج مثقال آمله شقاقل هر يك شش مثقال دارفلفل نه مثقال جندبيدستر نيم مثقال افيون بست و پنج مثقال حب به قدر نخود بندند شربت به قدر مزاج حب جدوار تاليف حكيم علوى خان براى زكام و نزله و سرفه صفت آن جدوار خطائى مصطگى رومى بسباسه صمغ عربى بزر البنج سفيد طباشير پوست بيخ لفاح از هر يك يك نيم درم دارچينى سه درم زعفران دو درم نبات سفيد چهار درم افيون شش درم و چهار دانگ ورق طلا بست و پنج عدد و اگر بعوض ورق طلا نيم درم طلاى مكلس كنند بهتر است به قدر نخود حبها سازند شربتى يك حب نوع ديگر نافع زكام و نزله و معمول صفت آن جدوار افيون ريوند زعفران هر واحد سه ماشه كتيرا دو ماشه بيخ لفاح جوزبوا برگ قنب هر واحد شش ماشه به قدر فلفل حبها سازند حب تاتوره جهت كسى كه دائم النزله بود خيلى سودمندست صفت آن تخم تاتوره را هفت بار به آب پوست خشخاش تر كنند و خشك نمايند بعده در آب پوست خشخاش بجوشانند تا آب جذب شود مغز پنبهدانه زيرهء سفيد كشنيز مقشر هر يك مساوى گرفته به آب تر پهلهء منقوعه ادويه در كهرل صلايه نموده حب به قدر نخود بندند و در سايه خشك نمايند و در وقت خفتن يكى بلع سازند چون مغز پنبهدانه كه ترياق تاتوره است داخلست وسواس نيست و معهذا قدر خوراك هم كمست و اين حب سرعت انزال و درور منى و سرفه را نيز نافعست نوع ديگر جهت نزله كه از آب سرد متاذى شود و براى امساك صفت آن افيون يك توله جدوار شش ماشه اجواين خراسانى تخم دهتوره زعفران هر يك سه ماشه به قدر فلفل حب بندند و دو سه حب هر روز بخورند حب جدوار كوچك كه جهت تقويت دماغ و دل و معده و باه بيعديل صفت آن جدوار بنفسجى زعفران كشميرى عنبر اشهب برابر كوفته بيخته در كهرل سحق بليغ نموده قدر فلفل حبها سازند و از دو حب تا پنج حب بخورند حب هليله كه براى تنقيهء دماغ در امراض حارهء چشم مستعمل صفت آن پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه آمله منقى پوست بليله گل سرخ هر يك سه ماشه سناى مكى شش ماشه غاريقون تربد موصوف لاجورد مغسول هر يك دو درم كوفته بيخته حب سازند و اگر لاجورد نباشد صبر مصطگى هر يك دو درم داخل كنند حب هليله مختصر كه جهت امراض سر و چشم فائدهء عظيم دارد صفت آن هليلهء زرد هليلهء سياه هليلهء كابلى آمله بليله گل سرخ هر يك چار ماشه سناى مكى هشت ماشه كوفته بيخته بروغن بادام چرب كرده حب بندند و در ورق نقره گرفته يك دام وقت شب به عرق مناسب يا به آب گرم بخورند و بالاى آن هرگاه دو سه گهرى روز برآيد مطبوخ مناسب بنوشند حب سرخ كه در رمد و سبل معمولست صفت آن گيرد چهار دام افيون يك دام زنجبيل ربع دام صمغ عربى ربع دام كوفته بيخته در آب كوكنار يا كشنيز سبز حب بسته نگاهدارند وقت حاجت در آب كوكنار سائيده گرداگرد چشم طلا كنند حب سبز جهت تحليل مواد چشم و تسكين وجع در رمد و سبل معمول صفت آن