محمد اعظم خان ناظم جهان

29

قرابادين اعظم ( فارسى )

بلع نمايند حب دافع صرع اطفال صفت آن خون كشف يعنى سنگ‌پشت آرد جو عسل هر سه برابر آميخته به قدر فلفل حب سازند يك حب صبح و يك شام بدهند حب كه براى تنقيه در مرض فالج به عمل مىآيد صفت آن تربد موصوف شش درم حب النيل سورنجان ايارج فيقرا هر يك سه مثقال شحم حنظل شيطرج هر يك دو مثقال بوزيدان وج عاقرقرحا هر يك يك مثقال و نيم سكبيج مقل جاوشير فرفيون جندبيدستر هر يك نيم مثقال ادويه كوفته بيخته در عرق باديان سرشته حبها سازند شربت سه درم به آب گرم [ حب ايارج تاليف والد حكيم علوى خان براى فالج و لقوه و صرع و استرخا و ماليخوليا ] حب ايارج تاليف والد حكيم علوى خان براى فالج و لقوه و صرع و استرخا و ماليخوليا و به جهت درد معده و منقى معده از اخلاط لزجه و نافع قروح و بثور سوداويه صفت آن ايارج فيقرا سى درم غاريقون هش سفيد بسفايج فستقى غنچهء گل سرخ اسطوخودوس هر يك دو درم مقل ازرق افتيمون پوست بليله پوست هليلهء كابلى بليلهء سياه سناى مكى عود صليب انيسون هر يك يك درم تربد سفيد دو نيم درم زنجبيل يك درم و دو دانگ كوفته بيخته بروغن بادام شيرين چرب كرده حب سازند و به ورق نقره پيچيده دو مثقال به آب نيمگرم وقت خواب فروبرند حبى كه مرزا ابراهيم براى امراض كثير نافع نوشته صفت آن زيبق سه ماشه كبريت شش ماشه ببرگ حنا مفتول نموده مجموع را حب سازند به قدر نخود شربتى چار حب حب سيماب براى فالج و لقوه و مانند آن از بياض اوستاد مرحوم صفت آن تخم دهتورهء سياه سيماب هر يك دو ماشه در آب اورك كهرل نموده مقدار ماش حب بسته بخورند حب بيش كه در امراض باردهء دماغى و عصبى مثل فالج و لقوه بعد مسهلات براى تعديل مزاج به عمل مىآيد صفت آن عاقرقرحا فلفل گرد فلفل دراز هر يك سه ماشه پيپلامول شش ماشه زنجبيل مجيهه تيليه از هر يك يك توله جمله ادويه را كوفته بيخته با قند سياه و روغن زرد به قدر حاجت سرشته مقدار مونگ حبها سازند خوراك يك حب تا دو حب و در نسخهء ديگر جوزبوا نانخواه بسباسه عوض پيپلامول مسطور و وزن همه ادويه مساوى و مقدار قند سياه دو چند ادويه و بعضى اين حب را در عرق ادرك مىسازند نوع ديگر فالج و لقوه و رياح را از هر قسم كه باشد دافع صفت آن بيش يعنى بچهناك يك درم فلفل زنجبيل بسباسه جوزبوا قاقله هر يك يك درم صلايه نموده به آب ليمو به قدر فلفل سياه حبها سازند خوراك دو سه حب و بعضى درين نسخه كبابه و نمك هندى نيز داخل مىسازند پرهيز از بادى و ترشى ضرورست حب اذاراقى نافع فالج و لقوه و امراض بارد بلغمى دماغى و مفيد درد كمر و رياح آن صفت آن كچله پانزده عدد در آب تر نمايند و بعد هر سه روز تجديد آب كرده باشند و بعد پانزده روز كه نرم شود پوست آن را خراشيده بسوزند هرگاه دود رفع گردد از آتش برآرند و سائيده برابر آن فلفل سياه مسحوق آميخته حب به قدر فلفل بندند و يك حب صبح و يك شام بخورند و در نسخهء حكيم طالب حسين كچله غير سوخته است و وزن فلفل نصف وزن كچله و هر دو به آب ادرك خوب حلكرده به قدر نخود حب ساخته بدستور بخورند پرهيز از ترشى و اغذيهء سرد و در نسخهء خان محمد خان كه براى وجع مفاصل رطوبى و سرفهء بلغمى و ضيق النفس و تحريك نزله و اسهال رطوبى نيز مجرب‌ست نوشته كه اذاراقى يك چهانك راه زير زمين تر دفن كرده بعد هفته برآورده اول مقشر كرده خوب باريك تراشيده پس كوفته بيخته برابر آن فلفل سياه سائيده هر دو را با مغز نارجيل يك چهنانك بكوبند پس جمله را در آب ادرك پاؤ سير حل كنند چون خشك شود آب برگ سهجنه پاؤ سير انداخته خوب بسايند چون خشك شود حبوب به قدر نخود يا كرسنه سازند و بحسب سن و مزاج دهند و اگر در گلو خشكى كند نبات و مسكه هر يك دو توله بليسند كه در امراض بلغمى و ريحى مجرب يافته‌اند هفته يا دو هفته استعمال نمايند حب براى فالج مستعمل صفت آن سم الفار طباشير سفيد هر يك دو ماشه