محمد اعظم خان ناظم جهان

19

قرابادين اعظم ( فارسى )

جلاب براى نقصان باه كه سبب آن استفراغ كثير باشد صفت آن نبات سفيد ده درم عرق گاو زبان ده درم تودرى سرخ تودرى سفيد هر يك سه درم نبات را در عرق حل كرده بقوام رقيق آورده تودريين پاشيده هر صبح و شام بنوشند غذا نخود آب‌گوشت برد و گوشت دراج و كبك و هريسه معمول از گوشت بره و كبك و گوشت مرغابى و مرغ خانگى و زردهء تخم‌مرغ بخورند [ جلاب مستعمل در تپ مع سرفه ] جلاب مستعمل در تپ مع سرفه و در حصبه و جدرى و تپ دق و مسكن تشنگى و حرارت معده و جگر و مقوى آلات تنفس و منضج و ملين و مدر بول و عرق و مفيد اورام احشا صفت آن قند سفيد يك جز عرق بيدمشك و گلاب دو جز آب باران سه جز بقوام آرند و اگر زياده سرد خواهند عرق بيد ساده و عرق نيلوفر هر يك دو جز اضافه نمايند فصل دوم در جوارشات [ جوارش طباشير مقوى معده ] جوارش طباشير مقوى معده و مانع صعود ابخرهء صفراوى و مستعمل در سدر و دوار حادث از سوء مزاج صفراوى معده صفت آن گل سرخ آملهء منقى طباشير صندل سفيد كشنيز خشك هر يك ده درم حب الآس پوست ترنج سماق منقى مصطگى هر يك پنج درم كافور قيصورى يك مثقال رب به يا شهد سه وزن ادويه با عرق گاو زبان و عرق كيوره بقوام آرند جوارش شونيز مزيد حفظ و مزيل نسيان صفت آن شونيز هليلهء كابلى هر يك پنج درم زنجبيل نانخواه هر يك دو درم عسل سفيد دو چند خوراك يك مثقال جوارش شاهى تاليف علوى خان مفيد ماليخولياى مراقى و مقوى قلب و معده و مفرح صفت آن زرشك منقى بست و پنج مثقال آملهء مربا هليلهء مربا هر دو خسته دور كرده هر يك چهل و پنج مثقال گلاب و عرق بيدمشك هر يك هفتاد مثقال همه را در عرقيات مذكوره بپزند تا مهرا شود و بپالايند پس شربت انار شيرين و ترش نبات سفيد هر يك بست و پنج مثقال سكنجبين سى مثقال شربت نارنج شربت ليمون شربت آلو هر يك چهل و پنج مثقال داخل كرده بقوام آرند پس عنبر اشهب دو مثقال ابريشم مقرض ورق طلا ورق نقره محلول مرواريد ناسفته هر يك سه مثقال گل گاو زبان غنچهء گل سرخ هر يك پنج مثقال كوفته بيخته بسرشند خوراك دو درم‌ست جوارش آملهء لؤلؤى كه حكيم ممدوح جهت نادر شاه ساخته بود و انفعست از براى ماليخولياى مراقى و خفقان سوداوى و صداع سوداوى صفت آن شير آملهء منقى چهارده مثقال زرشك منقى هشت مثقال صندل سفيد طباشير گل گاو زبان سماق منقى دانهء هيل بادرنجبويه ابريشم مقرض دارچينى از هر يك دو مثقال گل سرخ چهار مثقال تخم خرفهء مقشر سه مثقال مرواريد ناسفته يك نيم مثقال عنبر اشهب ورق طلا ورق نقره هر يك يك مثقال نبات سفيد يك‌صد و سى مثقال شربت آلو بست و چهار مثقال شربت انار بست مثقال بدستور مرتب نمايند شربتى دو مثقال و در نسخهء ديگر شربت سيب شربت انار ترش هر يك بست مثقال گلاب عرق بيدمشك عرق گاو زبان هر يك بست و پنج مثقال نيز داخل‌ست و در صورت احساس برودت در مزاج و يا قبض مصطگى رومى عود هندى پوست ترنج از هر يك دو مثقال مشك تبتى يك مثقال بر ادويه افزوده مىشد و در شيرينى ترنجبين خراسانى پاك كرده از تخم و خاشاك سى مثقال و نيم من گلاب زياده كرده جوارش مقوى قلب و نافع خفقان و مانع صعود ابخرهء رديه صفت آن مرباى هليله پنج عدد مرباى آمله چهار عدد دانهء هيل سه ماشه كشنيز مقشر يك توله بيدمشك به قدر حاجت نبات سفيد دو وزن ادويه مربيات را در آب يك‌شبانه‌روز تر نمايند بعد از ان شسته هستهء آن بيرون كرده در بيدمشك سائيده و ادويهء ديگر كوفته بيخته بقوام نبات بياميزند اگر مزاج بسيار حار نباشد به قدر سه ماشه مصطگى اضافه نمايند جوارش صندلين مقوى دل و دماغ و حابس اسهال صفراوى و دافع خفقان صفت آن مرواريد ناسفته مرجان هر يك دو درم صندل سفيد