محمد اعظم خان ناظم جهان

18

قرابادين اعظم ( فارسى )

عجم زبيب هر يك سه درم ورق نقره يك درم تخم خرفهء بريان خشخاش سفيد دانهء انگور بزرگ هر يك پنج درم عود خام بزر البنج هر يك دو درم آب به شيرين ربّ سيب رب مورد بالسويه دو چند يا سه چند همه ادويه كوفته بيخته بسرشند ترياق افاعى كه رفع سميت هوام كند و اطباى سابق اجماع نموده‌اند كه هر كه در و با در بعضى اوقات به قدر نيم مثقال با گلاب و يا شراب و يا قائم‌مقام آن تناول نمايد بيشك و شبهه رفع اذيت و با و تپ وبائى مىكند و بغايت مجرب دانسته‌اند و از جالينوس منقول‌ست كه در سال وباى آن عصر هر كه استعمال نمود سالم ماند صبر زرد دو جز مر صاف زعفران هر يك يك جزء ترياق الذهب كه مولّف و مجرب انطاكيست براى ماليخوليا و صرع و جذام و استسقا و يرقان و حصر بول و بواسير بگيرند مرواريد شفاف هر قدر كه خواهند و به آب ترنج ده چند آن صلايه كنند دور شيشه كرده و سر او بموم بند نموده در آب گرم سه هفته بدارند تا حل شود بعد از ان برآرند و صبر هفتدرم و سقمونيا پنج درم افتيمون دارچينى قصب الزريره هر يك چهار درم قرنفل عود هندى لاجورد صندل سرخ صمغ كتيرا هر واحد سه درم همه را سائيده به آب مرواريد محلول مذكور سرشته حبها به قدر نخود سازند شربتى از ان يك مثقال و هرگاه از ان تفريح عظيم و تقويت باه مطلوب باشد طلا گداخته آب مرواريد محلول بران چكانيده بسايند و بياميزند و گاهى فادزهر كه مىآميزند از سموم فى الحال خلاص مىگرداند و اگر از ان قيراط در آب گل ترنج حل كرده سعوط نمايند رنگ صاحب يرقان همان روز نيكو گرداند و در سركه افاقه بمصروع نمايد و اگر در روغن بنفشه حل كرده هر روز بينى را چرب كنند و يك قيراط از ان بخورند از طاعون و و با محفوظ باشند و اگر در شير مادهء اسپ حل كرده و در صوف زن بعد حيض حمول كند بسرعت حامله گردد و در مسكه اگر مجذوم قبل از سقوط اطراف او بخورد صحت يابد و براى تفتت حصات به آب كرفس بخورند و جهت خفقان به آب گاو زبان و باديان سبز و براى بواسير به آب عناب و گاهى هر دو چنين مىافزايند و جالينوس بهمن سرخ مىگويد ترياق اربعه مستعمل در اورام و سموم بارده و محلل رياح و مفتح سدد صفت آن حب الغار جنطياناى رومى مر صاف زراوند طويل مساوى كوفته بيخته بروغن گاو چرب كرده بعسل مصفى سه وزن ادويه معجون سازند شربتى يك مثقال به آب گرم بعد چهل روز و قوتش تا دو سال باقى مىماند و اگر يك جزء زعفران افزايند و با زراوند مدحرج بدل زراوند طويل كنند قوىتر گردد و بعضى قسط تلخ عوض مر صاف مىكنند باب الجيم مشتمل بر سه فصل فصل اول در جلابات [ جلاب معمول در اكثر امراض دماغيه عصبيهء سوداويه و بلغميه ] جلاب معمول در اكثر امراض دماغيه عصبيهء سوداويه و بلغميه كه با حرارت مزاج باشد و در لقوه و فالج بجاى ماء العسل مستعمل صفت آن قند سفيد يكرطل در عرق گاو زبان و عرق بادرنجبويه و گلاب هر يك يكرطل و گاهى عوض گلاب عرق بهارنارنج داخل نموده بر آتش ملايم بپزند تا متانتى پديد آيد پس گل گاو زبان عود صليب اسطوخودوس هر يك دو مثقال در مقدارى از گلاب يا عرقى از عرقهاى مناسب مزاج جوش‌داده صاف نموده به آن ضم نمايند و بر آتش گذارند كه مائيت نشف شده قواء معتدل ماند و در شيشه نگهدارند و اگر تقويت و تفريح منظور باشد با قند عنبر اشهب دو دانگ زعفران يك نيم دانگ اضافه كنند و هرگاه تسخين زياده مطلوب گردد بعضى افاويه چون دارچينى جوزبوا بسباسه مصطگى در آن افزايند جلاب براى حرارت قلب و مداومت آن مزيل قبض دائمى صفت [ آن ] گل نيلوفر سه درم بگلاب و عرق بيدمشك خيسانيده صبح گلقند با شيرخشت يا ترنجبين به قدر حاجت و شكر سليمانى داخل كرده بقوام آورده بنوشند