محمد اعظم خان ناظم جهان

17

قرابادين اعظم ( فارسى )

در آوند گلى با يك آثار آب دهن ظرف از سرپوش بند كرده بجوشانند چون سوم حصه آب بماند اول بخور گيرند بعد از آن آب شسته ثفل دوا سائيده نيمگرم بندند در سه روز بالكل صحت شود فصل سوم در برشعثا و بنادق برشعثا به نسخهء معمول صفت آن فلفل سياه فلفل سفيد بزر البنج سفيد هر يك بست مثقال افيون خالص ده مثقال زعفران پنج مثقال سنبل الطيب عاقرقرحا فرفيون هر يك يك مثقال ادويه را جداجدا كوفته وزن نمايند و با عسل خالص سه وزن بادويه بسرشند قدر شربت از يك دانگ تا نيم مثقال و در نسخهء معمول حكيم علوى خان دارچينى زنجبيل هر يك يك مثقال عوض فلفل سياه‌ست بنادق كندرى در ذرب و اسهال معوى و اسهال اطفال معمول صفت آن مازوى سبز يك درم كندر كزمازج هر يك پنج درم افيون چهار درم حب الآس ده درم كوفته بيخته بنادق سازند بنادق البزور جهت حرقت البول و سوزاك و قروح كليه و مثانه و جرب آن و عسر البول معمول صفت آن مغز تخم خربزه ده درم مغز تخم خيارين هر يك پنج درم كاكنج مغز تخم كدوى شيرين مغز تخم هنديانه خرفهء مقشر هر واحد چهار درم تخم خشخاش مغز بادام كتيرا نشاسته دم الاخوين اقاقيا اصل السوس طباشير هر يك سه درم تخم كرفس بزر البنج يك درم كوفته بيخته بلعاب اسپغول بنادق سازند شربت چهار درم با شيرهء تخم كاهو و خارخسك هر يك دو درم شربت بنفشه دو توله نوع ديگر براى حرقت بول و قروح گرده و مثانه و عسر البول مجرب صفت آن مغز تخم خربزه ده درم مغز تخم خيار پنج درم مغز تخم كدو بزر البنج تخم خرفه تخم خطمى مغز بادام مقشر كتيرا نشاسته رب السوس خشخاش سفيد گل ارمنى تخم كرفس از هر يك دو درم بكوبند و بنادق بلعاب بهدانه سازند و سه درم همراه لعاب اسپغول كه در عرقيات برآورده شربت بنفشه داخل كرده باشند بدهند و اگر بنفشه يا خشخاش يا هر دو به آب سوده و با نبات شيرين ساخته همراه وى دهند رواست و اگر كشنيز خشك در آب و گلاب شب تر نمايند و صباح صاف ساخته بشربت بنفشه يا نبات شيرين كرده بنادق همراه وى دهند در تسكين وجع و قروح و حرقت فائدهء تمام دهد و صاحب قرابادين قادرى مىنويسد كه من طباشير سه درم كاكنج پنج درم درين نسخه افزودم سريع العمل يافتم باب التاء الفوقانيه [ فصل اول ] در ترياقات ترياق النزله مانع نزله و رافع سرفه و نافع اسهال دماغى صفت آن اسطوخودوس پنج درم گل گاو زبان حب الآس كشنيز خشك هر يك ده درم تخم كاهو بست درم بزر البنج پوست خشخاش هر يك سى درم تخم خشخاش سفيد چهل درم در آب خيسانيده بجوشانند و صاف نموده قند سپيد سه صد درم داخل كرده بقوام آرند پس گل سرخ كشنيز مقشر رب السوس نشاسته صمغ عربى كتيرا مر صاف هر يك پنج درم باريك سائيده در ان آميزند خوراك يك مثقال ترياق الاسنان مستعمل در وجع بارد دندان صفت آن جندبيدستر حلتيت مر فلفل سياه زراوند مدحرج زنجبيل ميعه افيون بزر البنج مساوى كوفته بيخته به عسل بسرشند و پنبه را بدان آلوده بر دندان نهند يا حب ساخته در دهن گيرند ترياق الذرب جهت ذرب و ضعف امعا و تقويت اعضاى رئيسه صفت آن مرواريد ناسفته مرجان كهربا عقيق يشب برادهء عاج طباشير طراثيث كشنيز خشك بريان صندل سفيد بهمنين فوفل سعد زيرهء كرمانى مدبر مصطكى كدو يا مازوى سبز گل ارمنى شادنج عدسى صمغ عربى آرد كنار آرد سنجد حب الآس عذبه دانهء عناب بريان كرده پوست بيرون پسته