محمد اعظم خان ناظم جهان
9
قرابادين اعظم ( فارسى )
قبض زياده منظورم نشد مرباى آمله سائيده بجاى آمله انداختم و در فوائد بينظير يافتم و گاهى زرشك سه درم بهمنين طباشير صندل بگلاب سوده پوست ترنج عود ساذج هر يك يك درم زرنباد نيم درم شربت انار شيرين ربع رطل قند سه چند مرباى آملهء خسته دور كرده نيم رطل عوض شهد و آمله نمودم وزن مصطگى يك درم گرفته و از زرشك شيره در گلاب برآورده صاف كرده داخل ساختم در تقويت هاضمه و اعضاى رئيسه انفع ديدم نوع ديگر كه مسمى بنوشداروى جدوارىست و در تقويت قلب و معده و جگر مفيد و قابضست صفت آن آمله ده توله در شير پرورده پارچه تميز نموده بگلاب نيم سير قند سفيد يك رطل بقوام آورده سنبل الطيب گل سرخ هر يك نيم توله سعد كوفى جدوار بنفسجى مصطگى دانه الايچى خرد هر يك يك درم طباشير پوست ترنج هر يك چهار نيم ماشه تخم كاسنى خرفهء مقشر زرشك منقى هر يك هفت ماشه شيرهء زرشك در قدرى گلاب برآورده داخل نمايند و اگر خواهند قدرى عنبر و زعفران و مشك هم افزايند [ نوع ديگر انوشداروى ساده از تاليف والد حكيم علوى خان ] نوع ديگر انوشداروى ساده از تاليف والد حكيم علوى خان صاحب مقوى معده و آلات غذاست و گوارندهء طعام و لينت بواسيرى و غير آن را نافعست صفت آن آمله منقى بست و يك مثقال طباشير سفيد كشنيز خشك پوست بيرون پسته از هر يك سه مثقال غنچهء گل سرخ پنج مثقال سعد كوفى سه و نيم مثقال قرنفل مصطگى اسارون سنبل الطيب از هر يك سه درم قاقلهء صغار قاقلهء كبار زرنب بسباسه جوزبوا قرفه زعفران پوست زرد اترج بابونه از هر يك دو درم ادويه كوفته بيخته با عسل و نبات بالمناصفه سه وزن ادويه بطريق مقرر بسرشند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال و در نسخهء ديگر عود هندى گاو زبان از هر يك سه درم نيز داخلست [ انوشداروى لؤلؤى ] ا نوشداروى لؤلؤى معمول حكيم بقا خان جهت تقويت اعضاى رئيسه و معده و هضم طعام و برانگيختن باه و اشتها از مجرباتست [ صنعت آن ] جدوار خطائى عنبر اشهب مشك خالص هر يك يك درم مرواريد ناسفته يشب كهربا مرجان ساذج هندى زرنباد زرنب دانهء هيل مصطگى عود خام اسارون دارچينى بهمنين صندل سفيد بسباسه جوزبوا سنبل الطيب بادرنجبويه مشكطرامشيع هر يك دو درم ابريشم مقرض گل گاو زبان كشنيز خشك هر يك سه درم گل سرخ سعد كوفى هر يك چهار درم گل نيلوفر زرشك منقى طباشير سفيد زعفران هر واحد پنج درم ورق نقره صد عدد آملهء منقى پنجاه عدد شهد خالص قند سفيد بالمناصفه سه وزن ادويه بدستور طيار سازند انوشداروى لؤلؤى ديگر تاليف عمدة الاطبا حكيم محمد رضا ولد حكيم سليمان [ صفت آن ] ورق گل سرخ شش درم سعد كوفى چهار درم قرنفل مصطگى قاقله كبار اسارون شامى دانهء هيلبوا از هر يك دو درم بسباسه قرفه جوزبوا سنبل الطيب زرنب گل مختوم بسد محرق رازيانه پوست بيرون پسته از هر يك يك درم و نيم زعفران ساذج هندى طباشير سفيد مرواريد ناسفته كشنيز خشك مقشر ابريشم مقرض پوست زرد اترج گل گاو زبان بادرنجبويه از هر يك دو درم و نيم عنبر اشهب ورق نقره از هر يك دو درم مشك خالص ورق طلا از هر يك يك درم شير آملهء منقى يك رطل آب سيب شيرين پنجاه مثقال عسل مصفى قند سفيد بالمساواة سه وزن ادويه بدستور مرتب سازند شربتى يك مثقال پيش از طعام و بعد از طعام توان خورد [ انوشداروى لؤلؤى از مجربات حكيم احمد ولد حكيم سليمان ] انوشداروى لؤلؤى از مجربات حكيم احمد ولد حكيم سليمان بتصرفى كه حكيم علوى خان صاحب درين نسخه نموده و تجربه كرده نافع آمد اينست [ صفت آن ] مرواريد ناسفته بسد يشب سبز سعد كوفى مصطگى اذخر مكى طباشير سفيد تخم خرفهء مقشر ساذج هندى طين ارمنى سنبل الطيب ابريشم مقرض ورق گل سرخ از هر يك دو مثقال عود قمارى خام سه مثقال و نيم و زعفران يك مثقال ورق طلا ورق نقره عنبر اشهب از هر يك نيم مثقال شير آمله سى مثقال قند سفيد عسل مصفى بالمناصفه به قدر ضرورت اول مرتبه آمله را در شير بخيسانند