محمد اعظم خان ناظم جهان
8
قرابادين اعظم ( فارسى )
هر يك ده مثقال كهربا بسد صدف سوخته شاخ گاو كوهى سوخته هر يك پنج مثقال زاج سفيد نانخواه هر يك دو مثقال مقل ازرق بست مثقال مقل را در آب گندناى سبز حل كرده باقى ادويه كوفته بيخته با هفتاد و پنج مثقال شهد خالص كف گرفته معجون سازند شربتى دو مثقال اطريفل صغير كه در ريح البواسير معمول سواى كشنيز اجزاى اطريفل كشنيزى گرفته بدستور مرتب سازند خوراك از دو مثقال تا شش مثقال اطريفل غددى جهت خنازير صفت آن هليلهء سياه پانزده درم بليله آمله تربد هر يك هفتدرم افتيمون ده درم بسفايج اسطوخودوس غدد خشك گلوى گوسفند هر يك پنج درم سناى مكى چهار درم غاريقون زرنباد شيطرج نوشادر هر يك سه درم انيسون قرفه سنبل الطيب قرنفل خيربوا جوزبوا مصطگى هر يك دو درم كوفته بيخته بروغن گاو يا بادام چرب كرده بعسل مصفى سه وزن ادويه بسرشند شربت پنج درم و در نسخهء ديگر بليله آمله تربد هر يك پنج درم بسفايج اسطوخودوس سناى مكى هر يك هفتدرمست باقى بدستور سابق و همين معمول اطريفل عرق مدنى اگر مريض چهل روز بخورد شفا يابد پوست هليلهء زرد و كابلى و بليله هليلهء سياه آمله تربد موصوف زنجبيل قنبيل هر يك دو نيم مثقال كوفته بيخته بروغن بادام يا بروغن گاو چرب نموده بعسل مصفى سه چند ادويه بسرشند شربت سه مثقال اطريفل شاهتره كه مداومت آن نافع جربست صفت آن پوست هليلهء زرد هليلهء كابلى هليلهء زنگى پوست بليله آملهء منقى گل سرخ افتيمون صندل بگلاب سوده كشنيز مقشر قصب الزريره هر يك دو درم مغز تخم كدوى شيرين چار درم برگ شاهتره ده درم كوفته بيخته بروغن گاو چرب كرده بسه وزن شكر مقوم بسرشند خوراك تا دو توله نوع ديگر به نسخهء متعارف جهت جرب و حكه و آبلهء فرنگ صفت آن پوست هليلهء زرد چهل درم پوست هليلهء كابلى سى درم پوست بليله آملهء منقى هر يك بست درم سناى مكى ده درم گل سرخ شش درم شاهتره پنجاه درم كوفته بيخته با مويز منقى مدقوق بسرشند و در نسخهء كه بجذام و خدر هم معمول وزن سناء بست درم و شاهتره سى درم و عوض گل سرخ و مويز منقى ريوند چينى دو درم و گاهى بنا بر عرض اسهال چهار درم و كشمش و روغن بادامست خوراك از چهار درم تا پنج درم باقى بدستور و در نسخهء مجربى وزن هليلجات مع هليلهء سياه هر يك بست درم و ريوند چينى چوب گز هر يك دو درم عوض گل سرخست و بجاى مويز منقى كشمش يك پاؤ عسل دو وزن و با طبيخ عناب يا عرق شاهتره مركب استعمال نمودن و در نسخهء ديگر وزن شاهتره سى درم آمله و هليلهء سياه هر يك ده درم و ريوند چينى چوب كدر يعنى كيوره هر يك دو درم بجاى گل سرخ مرقومست و نوشته كه ادويه بروغن بادام چرب كرده با كشمش مدقوق بسرشند خوراك از دو درم تا چهار درم مع طبيخ عناب اطريفل حكيم على جهت برص و بهق و نمش صفت آن پوست هليلهء كابلى پوست بليله آملهء منقى افتيمون هر واحد پنج درم عاقرقرحا شيطرج هندى هر واحد دو درم دارفلفل قرفه هر واحد چهار درم اجزا را كوفته بيخته به شهد سه وزن ادويه بسرشند شربت از دو درم تا سه درمست فصل سوم در انوشداروها انوشداروى ساده مقوى معده و اعضاى رئيسه صفت آن گل سرخ شش درم سعد كوفى پنج درم قرنفل مصطگى اسارون سنبل الطيب هر يك سه درم قاقلهء صغار و كبار زرنب بسباسه جوزبوا دارچينى قرفه زعفران هر يك دو درم آملهء منقى يك رطل قند سفيد و عسل بالمناصفه صد و هشتاد مثقال آمله را در شير يك شبانه روز خيسانيده پس به آب بشويند و در سه رطل آب بجوشانند تا مهرا شود از پشت غربال بيرون كنند و با قند و عسل صاف بقوام آرند و ادويه را كوفته بيخته به آن بسرشند و اگر آمله نيم رطل كنند لذيذتر مىشود و صاحب قرابادين قادرى بجاى آمله سفرجل داخل كرده و احقر يك بار مغز امرود عوض آمله داخل نموده طيار ساخته بودم براى قىء دورى و تقويت معده فائدهء كثير بخشيده بود هر گاه