محمد اعظم خان ناظم جهان
112
قرابادين اعظم ( فارسى )
كنجد سياه جمله برابر كوفته با بول مادهء گاو پخته و سائيده نيمگرم ضماد كنند در سه روز ورم و صلابت تمام بر طرف شود ايضا براى ورم و كلانى خصيه صفت آن مازوى سبز يك عدد را سائيده بر ورم ضماد كنند چون خشك شود پكهان بيد ريوند چينى گوگل بهينسيا هر يك پنج ماشه سائيده در آب حل كرده گرم نموده ضماد سازند و بالاى آن برگ مهوه گرم كرده بندند در سه چهار روز فراهم آيد دواى درد خصيتين صفت آن اگر از حرارت باشد با التهاب و گرمى خصيه بود تبريد كه براى ورم حار خصيه مذكور شد بدهند و آب كدوى سبز و آب كشنيز سبز و آب عنب الثعلب سبز و آب كاسنى و ديگر مبردات ضماد كنند و اگر درد شديد باشد افيون هم اضافه كنند و اگر درد از برودت باشد با قلت درد باشد اصل السوس مقشر نيمكوفته پرسياوشان و مانند آن ادويه گرم در آب جوشانيده و گلقند ماليده صاف نموده بنوشند و چربى بط و مرغ و روغن بيد انجير و بروغن بابونه بمالند و اگر درد از رياح باشد بانتقال درد و تمدد بلاثقل بود بابونه اكليل الملك پودينه و ديگر ادويهء محلل رياح در آب جوشانيده نطول كنند و جندبيدستر را در روغن ياسمين آميخته ضماد كنند و در رياح سوداوى تنقيهء سودا و ماء الجبن مفيد بود و اگر درد بسبب ضربه يا سقطه باشد فصد باسليق كنند و روادع غير قابضه مانند نيلوفر و بنفشه و كدو ضماد كنند دوائى ارتفاع خصيتين صفت آن اگر خصيه در كيسه بسوى عانه بالا رود نطول كه براى درد گردهء ريحى نافع باشد به عمل آرند و روغن بابونه و روغن سوسن بمالند و ادويهء گرم مانند حلتيت و حلبه و فرفيون ضماد كنند ايضا جهت استرخاى پوست خصيتين و اين بسبب حرارت و رطوبت پيدا مىشود صفت آن ادويهء باردهء قابضه مانند مازو و مورد گل سرخ و عدس و گلنار و جفت بلوط و كزمازج در آب جوشانيده صاف نموده نطول كنند و ثفل آن بربندند و يا همين ادويه را در آب پوست انار سائيده ضماد كنند دوائى نافع قروح ذكر و خصيه صفت آن مرهم سفيداب و مانند آن از مراهم مدمله گذارند و صبر و مرداسنگ و اقليمياى مغسول ضماد كنند و اگر قرحه كهنه باشد مجففات قويه مانند دقاق كندر و كاغذ سوخته و مر مكى سوده ذرور سازند و اگر قرحه از قسم اكله باشد فلدفيون بمالند بعد از آن ادويهء مدمله استعمال كنند ايضا جهت حكهء قضيب صفت آن بعد فصد باسليق و حجامت كنج ران و تنقيهء سودا قدرى ماميثا سائيده با روغن گل و سركه و آب كشنيز سبز آميخته ضماد كنند و به آب گرم بشويند و سفيدى تخم مرغ طلا سازند دوائى كه براى فتق نافع بود صفت آن اگر امعا يا ثرب نازل شود آن را از دست رد كنند بعد آن ضماد قابض و مشدد كه در ضمادات خواهد آمد ضماد كنند و بهترين علاجش آنست كه اول از دست رد كنند بعد آن كرهء آهنين ببندند و اگر نافذ رياح باشد علامتش آنست كه با قراقر بود و چون دست بر آن نهند زود بازگردد درين صورت جوارش كمونى دهند و هرچه محلل رياح باشد استعمال نمايند و روغن بابونه و قسط و شبت بمالند و از چيزهاى بادى پرهيز كنند و اگر رطوبت مائى نازل شده باشد نشتر زنند و رطوبت را از خصيه بيرون كنند و داغ نهند و يا مراهم مدمله استعمال نمايند و چون عود كند باز نشتر زنند پس مرهم گذارند دوائى تورم حار رحم كه با تپ و ضربان مىباشد صفت آن بعد فصد باسليق دواى تبريد كه براى صداع حار مذكور شد بدهند و بعد از نضج بمنضج بارد از مسهل بارد تنقيه كنند و فرزجه و مرهم معمولى به عمل آرند و اگر ورم تحليل نشود و ارادهء نضج نمايد و عوارض مشتد گردد از لعاب حلبه و تخم كتان حقنهء رحم كنند و در آب گرم بنشانند تا منفجر گردد بعده از ماء العسل حقنه كنند و مدرات خفيفه دهند تا رحم از مده پاك گردد آنوقت بمراهم مدمله علاج كنند دوائى كه شقاق رحم را نافعست و علامتش آنست كه بوقت مجامعت حشفه خون آلوده گردد صفت آن از چربى مرغ و چربى بط و مغز ساق گاو و روغن بنفشه و موم مرهم ساخته حمول نمايند و مرهم سفيداب كافورى نيز نافعست دوائى در صلابت رحم كه بغايت صعب و كهنه باشد معمول