محمد اعظم خان ناظم جهان

94

قرابادين اعظم ( فارسى )

نفث الدم مذكور شد به عمل آرند و آب برگ بانسه با شهد آميخته بخورند و سفوف استهء تمر هندى با شيرهء خرفه و آب برگ انگور نافع ايضا مجرب حكيم على صفت آن دو مثقال بذر قطونا را پخته و خنك كرده با شيرهء تخم خيارين دو مثقال و شربت انار ده مثقال ممزوج ساخته بدهند و اگر حرارت زياده بود اندكى كافور افزايند و گاهى شيرهء بادام و گاهى شيرهء تخم خرپزه نيز اضافه كرده مىشود غذا آب هندوانه باندك نبات و اگر كفايت نكند فالوده با شيرهء بادام بدهند دواى جمود دم و شير در معده و آن با غشى و عرق سرد و لرزه مىباشد صفت آن تخم شبت و پودينه در آب جوشانيده صاف نموده سكنجبين داخل كرده بنوشند و مكرر قى كنند بعد از آن پنيرمايهء حيوانات خصوصا پنيرمايهء خرگوش خورند دواى اقسام فواق صفت آن اگر سبب آن مثل سبب قى بود دوائى كه براى قى مذكور شد به عمل آرند و اگر بسبب برودت معده يا بسبب رياح باشد جوارشات خورند و عطسه آوردن و غصه كردن و بر گرسنگى و تشنگى صبر نمودن و خبر هولناك دفعة پيش مريض گفتن براى فواق مفيد بود و زردچوب نيمكوفته به آب نم داده در چلم نهاده مثل تمباكو در قليان كشيدن و همچنين كويهء ابريشم يا پر طاوس يا طاط كهنه يا دانهء مونگ بدستور در قليان كشيدن و عود هندى و طاط كهنه و ريشهء نارجيل هر واحد سوخته در شهد آميخته ليسيدن نافع و تشميم عود العطاس يعنى نكچهكنى نافع‌ست ايضا جهت فواق هر قسم معمول صفت آن اصل السوس مقشر نه ماشه كوفته بيخته نبات سفيد شش ماشه آميخته سه حصه كنند يك صبح و يك دو پهر و يك شام به آب سرد بخورانند ايضا كه باكثر انواع فواق نافع صفت آن كلونجى سه ماشه سائيده در يك دام مسكه آميخته بخورند و بعد از چندى طعام تناول كنند ايضا از مجربات حكيم على صفت آن انيسون زيره نيمكوفته نعناع هر يك مثقالى در سى و شش توله آب بجوشانند تا بربع آيد بطريق تجرع آشامند ايضا براى فواق مجرب صفت آن ورق قنب به قدر دو ماشه مغز بادام چهار عدد سائيده صاف كرده نوشانند [ دوائى براى فواق يابس ] دوائى براى فواق يابس و اين بعد از استفراغات كثير و يا بعد از حميات حاده حادث شود و اين بدترين اقسام فواق بود صفت آن شير و روغن بادام و مانند آن مرطبات بنوشانند و مسكه مغز بادام نبات آميخته ليسيدن و مسكه و سفيدى بيضه بر معده طلا كردن مفيد بود دوائى براى فواق اطفال صفت آن جوز هندى با شكر سفيد بدهند و يا جندبيدستر در آب سائيده اندكى بدهند و يا پودينه دانهء الايچى مويز منقى باديان در گلاب سائيده گلقند داخل كرده بدهند و بضرورت شافه كنند دوائى كه در وجع الفواد بارد به كار آيد صفت آن باديان انيسون تخم كرفس هر واحد سه ماشه الايچى خرد اصل السوس مقشر هر يك چهار ماشه مويز منقى ده دانه گلقند نسترن دو توله جوشانيده صاف نموده بنوشند ايضا [ صفت آن ] از قرنفل و شكر مساوى سفوف ساخته همراه شير بز هر صباح و شام بخورند و عطر گلاب بمالند دوائى كه در اورام معده معمول‌ست صفت آن اگر ورم حار بود و بادى تپ و تشنگى و قى و درد معده وقت غمز باشد بعد فصد باسليق شيرهء عنب الثعلب شيرهء تخم كاسنى در عرقيات برآورده شربت بنفشه داخل كرده خاكشى پاشيده بنوشند و اگر حرارت زياده باشد دادن تبريد هم مضايقه ندارد و تقليل غذا نمايند و اگر حاجت تنقيه شود بعد از نضج مسهل بارد دهند و اضمدهء معمولى كه در ضمادات خواهد آمد ضماد نمايند و بعد از تنقيه روز پنجم آب كاسنى سبز مروق و آب عنب الثعلب مروق با شربت بزورى و يا شربت نيلوفر و خاكشى بدهند و اگر ماده بارد باشد بعد از نضج بمسهل حار تنقيه نمايند پس از آن ترياق اربعه و اقراص و معاجين نافعه بخورانند و شير شتر با نبات و يا گلقند بسيار مفيدست