محمد اعظم خان ناظم جهان
مقدمه و پيشگفتار 54
نير اعظم در شناخت نبض و انواع آن ( فارسى )
در كيفيتهاى مختلف حركت است . از طرفى تنها امر محسوس در نبض چگونگى حركت آن است در سه قطر . در نتيجه ، براى نگارش نبض با امكانات زبان موسيقى به همين سه بسنده مىكنيم و بقيه عوامل را در جنب آن قرار مىدهيم . دلالتهاى هريك از اقطار ثلاثه نبض و درجات آنها بررسى نوشتههاى مربوط به نبض نشان مىدهد كه هريك از اقطار داراى درجههاى مشخص و دلالتهاى مشخصى هستند . ارتفاع دلالت بر مقدار حاجت ، طول دلالت بر قوت و ضعف قوه ( و نيز حاجت ) ، و عرض دلالت بر حال آلت و ماده دارد . ظاهر امر نيز اين است كه هريك از اين عوامل داراى هفت درجه اصلى هستند . مطابق جدول : با توجه به آنچه گفته شد ، الگوى پيشنهادى براى نگارش نبض با علائم موسيقى چنين خواهد بود كه از يك حامل سه خطى براى نشان دادن ميزان حركت انبساط ( و انقباض ) استفاده شود ( مثل حامل ساز تنبك ) . بدينترتيب ، هر خط نشاندهنده سه وضعيت اعتدال ( روى خط ) ، افزون از اعتدال ( بالاى خط ) ، و كمتر از اعتدال ( پايين خط ) خواهد بود . براى نشان دادن ساير درجات نيز از علائم تركيبى در سر حامل استفاده مىشود . مثلا اگر حاجت اشد بود از علامت كرن ، و اگر مفرط بود از علامت بمل ، اگر قليل بود از سرى ، و اگر در فرط نقصان بود از ديز استفاده مىكنيم . مطابق شكل :