لطيف قزوينى

41

فوائد الطفية ( فارسى )

* امراض انف انف كه مجراى رطوبات فضليّه و اضلاع قوس صعود و نزول تنفّس انفاس قدسيّه است ، به لفظ فارسى بينى نامند . آرى ، قلم صنع ستّارى در خلقت آن خطّ پرگارى ، بنا را بر استواء نهاده ، به راستى او را مقتداى صورت و پيشواى طلعت خواسته . چنانچه خلقت آن موجب جلوهء صورت نبودى ، منقصت ظاهر در صورت به هم رسيدى . اهالى تشريح چنان فرمايند كه انف لحمى است غضروفى ، و فيه ثقبتين مجوّفتين . حكمت حكيم ازلى در خلقت آن ، هزاران حكمت به حيطهء ظهور آورده كه هر يك مفتاح باب مسرّت و هر كدام مصباح زجاجهء خيال اهل محبّت است . خلقت نقاش باشد زان كه او * هم تواند زشت كردن هم نكو بلى ، مخاط را - كه از اخلاط رديّه و فضلات كثيفه است - آلت جريان ، اوست . من جملهء خواصّش استنشاق هواست و امتياز روايح طيّبه و غير طيّبه . [ رعاف ] نكته : اجناس امراضش از جمله عطاس است و اسباب انحرافش از قبيل رعاف . گاهى موجب قصورش بثور ، وقتى علّت قرحش ، قرح . زمانى جفاف لازمهء انكساف « 52 » ، و آنى نزول فضلات ، [ سبب ] اختلافش مىگردد . و معالجهء هر يك از امراض را اطبّاء مقرّر فرموده‌اند . دوايى كه منع رعاف نمايد بايد چهار قوّه در او باشد : برودت و يبوست و غرويّت و كاويّت . مثل برودت كافور و افيون ، و يبوست گلنار و مازو ، و غرويّت كندر ، و كاويّت زاج‌ها . اجزاء را كوفته ، نفوخ نمايند . و وضع محاجم بدون شراسيف « 53 » از جانب رعاف ، و شدّ عضدين و خصيتان ؛ و در رعافى كه از جانبين باشد وضع محاجم بر كبد و سپرز [ فايده مىبخشد ] .

--> ( 52 ) . در متن انكساف آمده است كه معناى متناسبى با عبارت ندارد ( انكساف به معنى گرفتن ماه و خورشيد است ) اگر آن را انكشاف ( به معنى آشكار شدن و افشاء و پرده‌درى ) بدانيم شايد در مورد بيمارى عضوى همانند بينى پذيرفتنىتر باشد . ( 53 ) . درنگى در اينجا شايسته است : شراسيف ( جمع شرسوف ) به اجسام غضروفى انتهاى اضلاع خلف گفته مىشود ( نگاه كنيد به پانوشت شمارهء 149 ) . اضلاع خلف شامل پنج دندهء تحتانى ( زير حجاب حاجز ) هستند كه در سوى راست مجاور با كبد و در سوى چپ مجاور سپرز مىباشند . از آنجا كه يكى از تدابير در رعاف ، گذاشتن محجمه بر كبد يا سپرز ( بسته به سمت خونريزى از بينى ) است ، نويسنده خواسته است بر محلّ درست گذاشتن محجمه تأكيد بورزد و بيان كند كه حجّام نبايد محجمه را در قسمت قدامى بدن روى شراسيف بنهد ، بلكه بايد آن را دور تر از سرهاى غضروفى دنده‌هاى تحتانى ، روى قوس خلفى آنها بگذارد تا درست روى كبد يا سپرز قرار گيرد و اثربخش افتد . به زبان كالبدشناسى نوين ، حجامت كبد در محلّ عمود شدن دو خطّ گذرنده از مهرهء Tll و زوايهء تحتانى اسكاپولاى راست ، و حجامت سپرز در محلّ قرينهء آن در سوى چپ انجام مىشود .