لطيف قزوينى

18

فوائد الطفية ( فارسى )

رجلين خويش بر فراش متوجّه ؛ و صاحب قرانيطس به جانب سر صعود دارد و شدّت حماست « 29 » [ نكته در تميز قرانيطس و ليثرغس ] نيز در او رياست مىورزد ، و گاه بينى كه صاحب قرانيطس از كثرت تنفّس و التهاب چشم‌هايش متغيّر ، همه دم چشم خود را برهم مىگذارد و ريق از دهانش سيلان دارد ، و نبض مايل به بطوء متحرّك است ، چنين حالت دلالت دارد بر آنكه قرانيطس ، ليثرغس خواهد شد . [ تفاوت ميانهء قرانيطس و ليثرغس به بيان بولس ] تبصره : بولس مىفرمايد كه در ليثرغس ، تب خفيف و نبض عظيم است ، و بول چون بول حمير است و ارتعاش ظاهر . و اين معنى تفاوت ميانهء قرانيطس و ليثرغس است . سرسام صفراوى علامتش گزندگى دماغ و اذيّت او ، و شدّت حرارت حمّى به علّت غلبهء صفرا ، و خفّت رأس ، و جفاف عين و منخرين ، و صفرت وجه و لسان ، و شدّت غضب ، و هذيان است . نكته : هرگاه ورم ، مقدّم دماغ را متورّم ساخته باشد ، علل و فساد در تخيّل است ، و قوّهء خيال - كه صورت‌بند آرزو و آمال است - قاصر از عمل خود و كاسر از شغل خويش به زيادتى تشويش مىشود . هرگاه ورم در اوسط دماغ اسباب افتراق شود ، باطل مىشود افعال قوّهء فكريّه به نهجى كه تهبّج بالكلّيه قوّهء متفكّره را بر طرف و نور عقل را منكشف مىسازد ؛ و من جمله مؤخّر دماغ ، محلّ قوّهء متذكّره است ، چنانچه فساد ورم ، سپاه و حشم در مؤخّر دماغ كشد فاسد مىشود افعال ذكريّه ؛ ولى اين از جملهء نوادر است زيرا كه قوّهء متذكّره اكثر اوقات فساد از برودت به هم مىرساند و حرارت در او تأثير نمىنمايد . و هرگاه ورم ، اساس اقتباس در كانون حواسّ مذكوره چيند بطلت هذه الافاعيل كلّها اى تشوّش . علاج : سقايت منضج فرمايند از منضجات بارده ، و مسهل دهند از قبيل عنّاب و اجّاص و نيشوق و ريشهء كاسنى و سپستان و شيرخشت . و بنوشانند ماء الشّعير و آب انار ميخوش معصور ، و بخورانند آلوى بخارايى خيسانيده . مشروب فرمايند از آب خيار و هندوانه . و وضع نمايند روغن گل را با سركه ، و بر سر عليل ببندند خورده‌هاى كدو و خيار و برگ تاجريزى و برگ بيد را كه از دم چاقو ريز نموده باشند . و روغن‌مالى كنند از روغن‌هاى باردهء رطبه مثل بنفشه و نيلوفر و كدو و خطمى .

--> ( 29 ) . به معنى دلاورى و دليرى ( ناظم الاطبّاء )