لطيف قزوينى

13

فوائد الطفية ( فارسى )

[ صداع بلغمى ] هرگاه صداع از سوء مزاج بلغم باشد ، علامتش شدّت صداع است بلاحرارت و حمرت در روى و چشم ، و سنگينى در سر و كدورت حواس و رطوبت دماغ و بطوء نبض و سفيدى قاروره و غلظت او . علاجش استفراغ بلغم است از جميع بدن به مثل حبّ ايارج كبير « 18 » و يا سفرجلى . صفته : ايارج كبير « 19 » ، زعفران ، اسارون ، مصطكى ، سنبل الطّيب ، سليخه ، عود بلسان ، حبّ بلسان ، دارچينى مكد « 20 » يك دانگ ، نيم صبر زرد ، انيسون ، شحم حنظل ، غاريقون ، حبّ النيل ، نمك هندى ، تربد سفيد مجوّف .

--> - دوّم سرد دانسته شده و جوف آن مسكّن حرارت و تشنگى و مدرّ سنگ كليه و مثانه ، و تخم آن مدرّ بول و مفتّح و جالى است ، و بر خلاف فلوس خيار شنبر كه در رفع سدّهء امعاء كاربرد دارد ، گوشت آن خود مىتواند قولنج پديد بياورد . ( تحفهء حكيم مؤمن ) . در اين متن چندين بار نام خيار چنبر به ميان آمده است . هرجا اين واژه به فلوس مضاف گشته ، مراد از آن آشكارا همان Cassia fistula است ولى در برخى جاىها تنها به قرينهء بيمارى و نوع درمان و تركيب دارويى مىتوان به مقصود نويسنده پى برد . گرچه خوانندگان فرهيخته از بديهيات بىنيازاند ، توضيح مصحّح در چنين مواردى در پانوشت آمده است . ( 18 ) . درنگى در اينجا بايسته است . نخست آنكه ايارج كبير ( نه حبّ ايارج كبير ) بر پنج نوع از شش نوع ايارج اطلاق مىشود چنان‌كه در صفحهء 1049 قرابادين كبير در بيان انواع ايارجات آمده است : و بدان كه اصل ايارجات شش است : يكى صغير كه ايارج فيقرا است كه از تراكيب ابقراط است ، و پنج كبير است كه ايارج روفس ، ايارج اركاغانيس ، ايارج لوغاذيا ، و ايارج جالينوس است [ نام ايارج كبير پنجم در اينجا ذكر نشده است ] و آنچه بر اين شش افزوده‌اند به منزلهء فرع‌اند مر اين شش ايارج را ، كه بعضى از آنها فروع ايارج صغير است و بعضى مر ايارجات كبار را . ديگر آنكه در صفحات 1055 و 1056 همين كتاب در بيان حبوبى كه اصل و عمود آنها صبر و ايارج فيقرا است ، از 21 نوع حبّ ايارج نام برده شده و صنعت آنها بيان گشته است كه در ميان آنها نيز از حبّ موسوم به حبّ ايارج كبير نام و نشان نيست ، و جالب آنكه هر 21 حبّ ايارج توصيف شده ( حتّى حبّ ايارج جالينوس كه همنام با يكى از پنج ايارج كبير است ) از ايارج فيقرا ( ايارج صغير ) به اضافهء مفردات گوناگون ديگر ساخته مىشوند ، نه از ايارجات كبير . سوّم آنكه با كاوشى طولانى در كتاب‌هاى قانون ، ذخيرهء خوارزمشاهى ، طبّ اكبرى ، معالجات عقيلى و نيز اكسير اعظم در بحث صداع بلغمى ، حبّى به نام حبّ ايارج كبير ديده نشد . آنچه در اين كتب در بحث علاج صداع بلغمى آمده ، حبّ ايارج ، حبّ ايارج فيقرا و حبّ ايارج فيقرا مركّب است . سرانجام اينكه برآيند جست‌وجو در كتاب‌هاى فوق الذّكر نشان داد كه هيچ جا در شروع درمان صداع بلغمى ، تجويز ايارجات كبير پيشنهاد نشده است ، بل گفته شده است كه در صورت غليظ بودن خلط يا عدم تنقيهء تام و جيّد آن و ساكن نشدن صداع بلغمى يا حبّ ايارج و ديگر تدابير ، بايد از ايارجات كبير به خصوص ايارج اركاغانيس و ايارج جالينوس بهره گرفت ؛ و در اين توصيه نيز چنان‌كه پيداست سخن از خود ايارجات كبير است ، نه حبّى برساخته از آنها . بارى ، مصحّح با در نظر گرفتن همهء شواهد بالا گمان مىكند كه در اينجا مراد حبّ ايارج است ؛ و صفت كبير را بايد زائد دانست . و اللّه اعلم بالصّواب . ( 19 ) . در اين دستور ايارج فيقرا بايد درست باشد ، نه ايارج كبير . نگاه كنيد به پانوشت پيشين . ( 20 ) . مكد كوتاه شدهء عبارت من كلّ دواء است ، به اين مفهوم كه از هر كدام از ادويهء مفردهء ياد شده ، به مساوات به وزن مورد نظر برگيرند و در تركيب به كار برند .