لطيف قزوينى
8
فوائد الطفية ( فارسى )
بناء على هذا نظر به حكمت عادلهء حضرت بارى - جلّ و على - منقصتى در اصل خلقت و مبدأ فطرت نيست ، مگر آنكه امراض و سوء المزاجاتى پديد آيد كه به اعتبار عوارض عارضيّهء خارجه و يا غلبهء اخلاط داخله در باطن طبيعت و ظاهر صورت به هم رسد ؛ و علّت آن نيز غلبهء أكل و شرب و هواى كثيف خارج از اعتدال ، و افراط حركت و سكون بدنيان و نفسانيان ، و الم نوم و يقظه و استفراغ و احتباس است . پس بر بنى نوع انسان لازم است كه كليّهء ماهيّت وجود خود را بشناسد كه از چه و چون امتزاج پذيرفته و مادّه و مايهء حيات نشو و نما از پى چه مزاج صورت يافته ؟ كه اگر حادثهاى به جهت طبيعت رخ نمايد كه مزاج صحّى را اختلاف اخلاط عرضى ناقص سازد ، به تدابير ادويهجات و استفراغات ، حالات عارضيّهء مرضى را به صحّى مبدّل سازد . و بايد دانست اخلاط بدن از چهار خلط - كه صفرا و دم و بلغم و سودا باشد - بيش نيست ، و امراضى كه صورت وقوع در بدن پذيرد به واسطهء غلبهء اين چهار خلط ، مفرده و مركّبه مىباشد . بنابراين بر طبيب - كه حافظ صحّت مزاج است - لازم است كه اوّلا از علامات ، تشخيص غلبهء اخلاط و هر يك از امراض را بشناسد كه از فساد كدام خلط به هم رسيده و از افساد كدام جهت واقع مىگردد . پس مخفى نماناد كه پس از تعيين جنس و نوع و فصل و عرض عامّ و خاصّهء امراض ، آنگاه بنا را بر معالجه و مراقبهء احوال مريض گذارد . و ببايد دانست كه حفظ صحّت به مثل است و ازالهء مرض از طريق علاج به ضدّ . و اقسام معالجه را نيز طرق بسيار است كه آن بسته به ادراك اقوال اطبّاى سلف و افعال اطبّاى عصر و قياسات صايب معالج است . بناء على هذا در ذكر مجملى از مفصّل ، و مختصرى از مطوّل پرداخت .