لطيف قزوينى

4

فوائد الطفية ( فارسى )

امور طبيعيّه فرموده‌اند كه اوّل ز امور طبيعيّه كه اسباب وجود موجودات صوريّه‌اند اركان است - كه اين نار و هوا و آب و خاك باشند - كه آنها همه اجزاء اوّليّه‌اند از براى بدن انسان . بعد مزاج است ، زيرا كه تا اركان را مزاجى بنا بر تعادل فرضيّه ممتزج نگردد ، اخلاط حاصل نشود . پس معلوم شود كه اخلاط به اعتبار امتزاج اركان حاصل آيند ؛ كه در عالم اركانى و عنصرى بسيطاند و در عالم امتزاج و تخليط مركّب مىشوند ، و تركيب اخلاط لازم دارد وجود اعضاء را به اعتبار ظهور ؛ كه گفته‌اند : و هى اجسام متولّدة « 5 » . و جسم را ملزوم است قوا ؛ زيرا كه تا قوّه نباشد ، عضو صورت نبندد . و انعقاد صورت عضو ، واجب دارد افعال صادره را به اعتبار وجود قوا و ارواح . چنانچه افعال - كه حركات بدنيّه و نفسانيّه مىباشند - از فاعل صادر نگردد ، قوا و ارواح بىمعنى خواهند بود ؛ بنابراين قوا و ارواح فاعل حقيقى و معنوى مىباشند قواى فاعلهء عنصريّه را - كه آن حرارت و برودت است - و قواى منفعلهء عنصريّه را - كه آن رطوبت و يبوست است - همچنان‌كه جناب احديّت به برهان اين مختصر به حضرت خير البشر فرموده‌اند : قل الرّوح من أمر ربّى . ما همه شيران ، ولى شير علم * حمله‌مان از باد باشد دم به دم حمله‌مان از باد و ناپيداست باد * جان فداى آنچه ناپيداست باد پس به مصداق تفكّروا فى آلاء اللّه و لا تتفكّروا فى ذات اللّه ، افاضهء روح و نفس ناطقه را در اجسام فلكيّه و عنصريّه و بشريّه نتوان نمود . همان قدر كفايت است كه بدانيم عناصر را - كه اجزاء اوّليّه‌اند از براى انسان - مادّهء اخلاط اجسام صوريّه‌اند . از صفاى مى و لطافت جام * در هم آميخت رنگ جام و مدام « 6 » يا كه جام است ، نيست گويى مى * يا مدام است ، نيست گويى جام و اين اخلاط نيز خارج از دو مزاج نيستند كه حرارت و برودت باشند ، زيرا كه در تابع حكم ، متبوع بايد موجود باشد ؛ چنان‌كه جسم نار ، حرارت در بردارد . على أىّ التّقدير ، هرگاه اين اخلاط در حالت اصليّهء خود برقرار باشند ، بدن انسان خالى از عارضهء

--> ( 5 ) . نقل از قانونچهء چغمينى است در بيان اعضاء : و هى اجسام متولّدة من اوّل مزاج الاخلاط ( 6 ) . مدام هم به معناى پيوسته و مداوم است و هم به معناى مى و باده ، كه در اين بيت مدام در معناى دوّم به كار رفته است . مولانا جلال الدّين مىفرمايد : زان عرب بنهاد نام مى ، مدام * ز آنكه سيرى نيست مىخور را ، مدام .