لطيف قزوينى
مقدمه 37
فوائد الطفية ( فارسى )
تجربههاى درمانى شخصى نويسنده ، با نگاهى به وضع طبّ ايرانى در روزگار وى لطيف قزوينى در موارد بسيارى به تجارب شخصى خود استناد جسته و با عباراتى مانند : حقير مكرّر خود تجربه حاصل نموده . . . ، حقير آنچه خود استنباط و به تجربه و قاعدهء كلّيه حاصل نمودهام مجرّب مىدانم . . . ، آنچه حقير خود به معالجه و تجربه و اصل نمود . . . ، حقير مكرّر تجربه نمودهام . . . ، در دستور معالجات كه از استادان ديده شد و حقير خود تجربه حاصل نمود . . . ، آزمودههاى گرهگشا و كارسازش را - چه دوايى و چه يدى - پس از ذكر دستورهاى رايج به ميان آورده است . با اين حال نبايد چشم داشت كه در اين كتاب ، نوآورىها و ابتكارهاى بىسابقهاى يافته شود ؛ چه بسا چنين انتظارى از كتب طبّى دوران قاجار چندان روا نباشد ، زيرا به گزارش گلايهآميز آخرين تك سواران بازمانده از سلسلهء حكماء مانند سيّد محمّد حسين عقيلى شيرازى ، دوران افول طبّ كهن ايرانى زمانى پيش از دوران لطيف قزوينى آغاز گشته بود و روزگارش از اوج و فراز به فرود و نشيب گراييده بود . تو گويى آن سيمرغ بشكوه ، آهستهآهسته از قاف عزّت پر مىكشيد تا كمكم تنها افسانهاى از او در گنبد گيتى برجاى بماند . . . طبّ ايرانى در زمان لطيف قزوينى حتّى شتابناكتر از پيش ، رو به تباهى مىرفت ، روايت گوشهاى از اين انحطاط را مىتوان در گزارشهاى اجتماعى و طبّى دوران قاجار از جمله در كتاب حفظ الصّحهء ناصرى - كه از قضا تأليفى همزمان و همزاد با فوايد الطفيّه است - به روشنى بازجست . « 1 » طبّ سنّتى ايران كه پيشتر دچار سردى و سستى شده بود با ورود پزشكان اروپايى به دربار شاهان قاجار ، و تأسيس دار الفنون ، و بازگشت دانش آموختگان طبّ جديد از باختر زمين ، و پيدايش گروه منوّر الفكران و ديگر دگرگونىهاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى ، بيش از پيش روى به رخوت نهاد . سنّتمداران كه ناگهان خود را در آشوب ستيز آشكار و پنهان تجدّد و غربزدگى و فرنگىمآبى با بقاياى رنجور فرهنگ و دانش سنّتى مىديدند ، در پرسش بودن يا نبودن سرگردان بودند و شايد جايگاه خود را در ميانهء ميدان به درستى درنمىيافتند . فرنگىپرستان ايرانى نيز از دورانديشى و آخربينى فاصلهها داشتند و چنان شيفتهء نمودها و رنگها ، و شوريدهء خيال پرواز با پر و بال عاريت ديگران بودند كه سرمايهء خودى را يكسره ناديده مىگرفتند يا آن را پوچ و بىارزش مىشمردند .
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به مقدّمهء نگارنده بر كتاب حفظ الصّحهء ناصرى ، به تصحيح و تحقيق دكتر رسول چوپانى ، گروه پژوهشى طبّ سنّتى ايران ، دانشگاه شاهد ، نشر المعى ، تهران ، 1387 .