لطيف قزوينى
مقدمه 33
فوائد الطفية ( فارسى )
[ مقدمه مصحح ( دكتر مجيد انوشيروانى ) ] به نام خداوند جان و خرد كتاب فوايد الطفيّه كه اكنون بيش از يكصد و پنجاه سال از تأليف آن مىگذرد ، از حكيمى بىنشان به نام لطيف قزوينى به دست ما رسيده است . شگفت آنكه جستجو در تذكرهها ، شرححال نامهها و كتب تاريخ پزشكى دوران قاجار ، و نيز پرسوجو از برخى پژوهشگران تاريخ معاصر ايران براى يافتن سرگذشت وى يا نشان جستن از ديگر آثارش ، كاوشى بىپاداش بود و سرانجام به فرجام نرسيد . در نخستين برگ نسخهء خطّى كتاب فوايد الطفيّه ، پنج بيت به خطّ شكسته نستعليق نگاشته شده است كه گويى روايتگر سرّ گمنامى و ناپيدايى حكيم لطيف قزوينى است : خطى ز آب طلا ، منشى قضا و قدر * نوشته سر در اين كاروانسراى دو در كه اى ز قافله واماندگان رهپيماى * اگر كنيد بدين كاروانسراى گذر ز يك درش چو نسيم صبا درون آييد * برون رويد چو خورشيد از در ديگر پدر كه جان عزيزش به لب رسيد چه گفت ؟ * نصيحت من گوش كن تو ، جان پسر به هر ديار كه بر چشم خلق خوار شدى * سبك سفر كن از آنجا ، برو به جاى دگر چنان مىنمايد كه لطيف قزوينى ، خود نيز در گذر از كاروانسراى جهان ، مانند نسيم صبا از درى درون آمد و چون پرتو خورشيد از در ديگر برون رفت . به درستى نمىدانيم كه آيا او پس از چندى نامجويى ، دانسته و خودخواسته گوشهء تنهايى گرفت و پوشيده ماندن از چشم خلق را برگزيد ؛ يا آنكه مانند بس بسيار از نياكان دانشورز و پاك نهادمان ، به حوالت و حيلت زمانه و اهل آن در هزارتوى پيچاپيچ روزگار گمنام و بىنشان گشت ؟ هرچه بود تقدير لطيف قزوينى آن بود كه پس از يك و نيم قرن ورق گردانى ليل و نهار ، از پردهء فراموشى برون آيد و نام و پيامش سرانجام به گوش ما امروزيان برسد ، تا بدانيم كه گمشدگان نيز خدايى دارند ، خدايى كه از نام و نشان و گمان برتر است . . .