لطيف قزوينى

مقدمه 22

فوائد الطفية ( فارسى )

مولانا جلال طبيب شيرازى پزشكى برجسته بود كه به قول دولتشاه سمرقندى علاوه بر طبابت ، شاعرى معروف بود و در زمان آل مظفّر در شيراز به درمان بيماران اشتغال داشت . وى دارويى مقوّى و نشاطآور براى شاه شجاع ( سلطنت 759 تا 786 ق . ) بياورد . وى كه شاعرى چيره‌دست بود و داستان گل و نوروز را به نظم آورده بود ، خواصّ داروى خويش را در قطعه‌اى به رشتهء نظم كشيد و آن را به عرض شاه شجاع رسانيد : جلال ساخته است اين مفرّح دلخواه * به رسم پيشكش آورده نزد حضرت شاه بدن قوى كند و طبع شاد و فكرت تيز * حديث نرم و زبان جارى و سخن كوتاه جوانى آرد و پيرى بدل كند به شباب * موافق بدن است او چو روح بىاشباه شاه‌شجاع ، مولانا را از جهت اين تركيب و اين نظم تحسين بليغ فرمود و گفت : اى مولانا ، همه را نيكو گفتى و همچنان است ، امّا مشكل كه پيرى به جوانى مبدّل شود ! ميرزا احمد نصير الدّين اصفهانى پسر ميرزا عبد اللّه طبيب از پزشكان ، اديبان و شاعران بزرگ دوران كريم خان زند ( ف 1193 ق . ) در جهرم زاده شد و سپس در اصفهان سكونت گزيد . كريم خان وى را به شيراز فراخواند و به طبابت مخصوص خويش برگزيد . گويا در اواخر عمر رنجيده خاطر شد و خدمت خان را ترك گفت . نصير الدّين حلقهء درس پزشكى و قانون ادب داشت ، شاگردان او نيز اغلب طبيب و شاعر بودند ، چنان‌كه ميرزا محمّد رضا ( ف 1238 ق . ) شاعر اصفهانى كرمانى مكان ، از شاگردان ميرزا نصير بود . هاتف اصفهانى نيز - كه شاعرى بزرگ و طبيبى بيزار شده از طبّ بود - پزشكى را در خدمت ميرزا نصير فراگرفت . از تأليفات پزشكى نصير الدّين ، اساس الصّحه به عربى و كتاب ديگر موسوم به شفاء الاسقام ذكر شده است . مثنوى زيباى پير و جوان سرودهء ميرزا نصير اصفهانى است . اين طبيب وارسته و شاعر نيكوسير در سال 1191 ق . در شيراز درگذشت . در اينجا چند بيتى از ديباچهء مثنوى پير و جوان ذكر مىشود : شبى با نوجوانى گفت پيرى * كهن دردى كشى ، صافى ضميرى چو خم ، صاحب‌دلى ، روشن‌روانى * درين دير كهن ، پير مغانى كه باد نوبهار و ابر آذار * شنيدم خيمه زد بر طرف گلزار به هر گلبن هزارى ساز برداشت * به هر سروى تذرو آواز برداشت صلاى يوسف گل شد جهانگير * زليخاى جوان شد ، عالم پير سحرگاهان نسيم آهسته خيزد * چنان كز برگ گل شبنم نريزد