لطيف قزوينى
مقدمه 18
فوائد الطفية ( فارسى )
[ كلام استاد ( مقدمه استاد دكتر محسن تاج بخش ) ] به نام خداوند جان و خرد پزشكى كهن يا طبّ سنتى ايران و تاريخ آن گهرى ناسفته و درّى نايافته است كه دست بيداد زمان ، بىتوجّهى حاكمان و برخى از طبيبان دوران و خودباختگى آنان در برابر بيگانگان ، و محو و مسحور پزشكى جديد شدن ، آن را از اوايل دوران قاجاريه به بعد به دست فراموشى سپرد . طبّ جديد - كه در حقيقت همانا ادامه و تكميلشدهء طبّ كهن است - با پشتوانهء شيوهها و منطق جديد ، در اين سرزمين و ساير كشورهاى اسلامى جاى خود را باز كرد و همچون صخرهاى بر پيكر بىتوان شدهء طبّ سنتى سرازير شد و آن را درهم نورديد . در صورتى كه به موازات طبّ جديد و خوبىها و شفابخشىهاى آن ، طبّ سنتى نيز به حقّ مىتوانست جايگاه خود را داشته باشد . آرى ، اين ميراث چندين هزار سالهء ايرانيان و ديگر ساكنان جهان باستان هنوز در خور توجّه بوده و امروز نيز چنين توجّهى را سزاوار است . ستارگان تابناك و درخشانى همچون على بن ربّن طبرى ، محمّد بن زكريّاى رازى ، على بن عباس مجوسى اهوازى ، ابن سينا و سرانجام سيّد اسماعيل جرجانى چونان بنيانهاى استوارى ، انديشههاى پزشكى و كاربردهاى درمانى آن را استوار كردند و براى نسلهاى آينده به رشتهء تحرير درآوردند ؛ كه اگر بر آن اصول با شيوهء جديد ، تحقيق و تفحّص مىنمودند امروزه گوهرهاى درخشانى از آميختگى طبّ جديد و طبّ كهن نصيبمان مىشد ، به فرمايش كتاب مولانا جلال الدّين محمّد بلخى : جمع صورت با چنين معنىّ ژرف * نيست ممكن جز ز سلطانى شگرف كارى كه بايد مىشد ، ولى انجام نگرفت ، امّا چينيان طبّ سوزنى خويش را پاس داشتند و هنديان ، طبّ ايرانى را با نام جعلى طبّ يونانى زنده نگاه داشتند و همواره از آن بهرهمنداند . چند سالى است كه كوشش و جوشش زنده كردن طبّ كهن ايران به جريان افتاده است . اينجانب علاوه بر رشتهء تخصّصى خويش در زمينهء ميكربشناسى و ايمنىشناسى حدود بيست و پنج سال است كه گامزن اين وادىام و در راه احياى طبّ كهن ، نگارش تاريخ آن ، تطابق آن با علوم جديد و نمايش پژوهشهاى بارور و اكتشافاتش ، كوشش دائمى دارم .