ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )

22

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )

خلخالى در زمستان عدهء زيادى از خلخاليها در جلگه‌هاى گيلان به جستجوى كار مىروند . آنها هنگاميكه مىخواهند از كوهستانها به جلگه‌ها سرازير شوند ، تمام وسايل خود را به صورت بسته‌اى در مىآورند و آن را به انتهاى چوبى بسته ، روى شانهء خود آويزان مىكنند و مىبرند . در شهرها عدهء زيادى از آنها در تكيه‌هائى كه متعلق به ايام عزادارى ماه محرم است ديده مىشوند . كار آنان شخم كردن زمين ، حفر خندق ، ادارهء خرمن كوب « 1 » براى كوبيدن برنج ، قطع درختان و تهيه هيزم و يا كار كردن در صيدگاهها و روى قايقهاى مرداب انزلى مىباشد و به كار ديگرى اشتغال ندارند . مزدشان بسيار ناچيز است ولى از جيره و ساير مزايا سهمى به آنها مىرسد . خلخاليها پس از چهار يا پنج ماه كار ، به سرزمينهاى خود كه برفشان آب شده و زمين براى كشت مساعد گرديده است باز مىگردند . كوليها سابقا دسته‌هاى بزرگى از كوليها يا چگينىها در گيلان بودند كه به نام فويوج Fuyuj خوانده مىشدند . امروزه تعداد آنها كم شده است ، ولى مانند كوليهاى ساير نقاط خصوصيات نژادى خود را حفظ كرده‌اند . زنان آنها فالگير هستند و پيشگوئى مىكنند .

--> ( 1 ) - نام محلى خرمن كوب پادنگ است و آن عبارت از ستون چوبى سنگينى است كه در سر آن ميخهاى آهنى درشت نصب شده و روى ميله‌اى اهرم مانند قرار دارد . چون در قسمت انتهائى آن پا بگذارند ستون به طرف بالا مىرود و بعد با گذاشتن پا روى قسمت جلوتر ، ستون به سمت پائين مىافتد . در محلى كه ضربات سنگين ستون فرو مىافتد چاله‌اى است كه شالى يعنى برنجى كه داراى پوست است در آن ريخته مىشود و به سبب وارد شدن همين ضربات پوست برنج از روى آن برداشته مىشود . امروز به اين نوع برنج پادنگى مىگويند و نوع آن با برنجهاى ماشينى فرق دارد زيرا عقيده دارند كه ماشين قسمتى از پوست برنج و مواد آن را از بين مىبرد . م