ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )

12

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )

جايگير شده‌اند مخلوط مىگردند ولى شدت گرما آنها را وا مىدارد تا از اين عده جدا بشوند . دسته‌هاى كولى در گيلان كم نيستند . از ميان دو ولايت گيلان و مازندران ، گيلان را مرطوب‌تر و مردمش را كمتر چابك و شجاع مىدانند ، ولى من مطمئن نيستم كه فرق عمده‌اى ميان آنها باشد . مردم گيلان روستائيان مردم گيلان را به دو طايفه مىتوان تقسيم كرد : 1 - ساكنين دهكده‌ها و شهرها ، كشاورزان برنج و تربيت كنندگان كرم ابريشم . 2 - ساكنين دامنهء كوهها و دره‌ها و دهكده‌هاى پاى كوه . اين مردم در فصول معتدل در آنجاها زندگى مىكنند ، و در فصل گرما بالاى كوهها مىروند . آنان داراى رمه‌هائى از گوسفند و بز و ساير چهار پايان اهلى مىباشند كه در بهار آنها را به كوههاى نزديك به چرا مىفرستند . كار آنها كشت برنج و ديگر كارهاى كشاورزى است ، و چون بخواهند به ييلاق بروند از ميان خود عده‌اى را براى مراقبت كشتزارها ، و اشتغال به كارهاى مربوط به برداشت محصول نگاه مىدارند ، و بقيه كه اكثريت دارند با زنها و ساير افراد خانوادهء خود ، و رؤساى قبايل به ييلاقها مىروند و در آنجا به زندگى شبانى خود ادامه مىدهند ، تا زمانى كه سرما نزديك شود ، و كمى چراگاهها آنها را مجبور به بازگشت نمايد . ده و ييلاق هر قبيله به همان ترتيب كه در جلگه مزرعه دارد ، ييلاق و زمينى هم در كوه دارد كه هيچوقت با سهم قبيلهء ديگر مخلوط و درهم نمىشود . اما در داخل مرز قبيله ، هر كس خيمهء خود را برپا مىسازد با كلبهء خويش را بنا مىنهد . دهقانها در كار كردن روى زمينهائى كه به طبقهء مرفه