منوچهر ستوده

10

نامنامه ايلات و عشاير و طوايف ( فارسى )

5 ، ص 383 ) . 266 آق‌قوينلو : از طوايف شاهسون كه در ساوه و زرند زندگى مىكنند ( در محل شنيده شد ) در خلد برين صص 200 و 670 و 717 از اين طايفه نام برده شده . 267 آق‌قوينلوها : از قبيلهء بايندر ، از جناح اوچ‌اوقهاى اوغوز بوده‌اند ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 24 ) . 268 آق‌قويونلو : از سلسله‌هاى مغول در غرب ايران ( جهانگشا ، ج 3 ، ص 302 ) . 269 آق‌قويونلو : نام طايفه‌اى از امراى تركمان . رقباى قبيلهء قره‌قويونلو كه از 780 تا 908 در آذربايجان و ديار بكر حكمرانى داشتند ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 127 ) . 270 آق‌لمشلى : فرقه‌اى از تيرهء تاتار يموت ( از آستارا تا استارباد ، ج 5 ، ص 383 ) . 271 آكاخيل : ساكن در دهكده‌اى به همين نام در تگاب حكومتى درجهء دو متعلق به حكومت كلان كاپيسا مربوط حكومت اعلى پوان در بين اهالى تگاب زبانهاى پشتو و پشه‌اى و فارسى متداول است ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) 272 آكادىها : قومى كه در حدود سال 3500 ق . م . به عراق مهاجرت كردند . ( نفوذ فارسى در فرهنگ عربى ، ص 29 ) . 273 آكو : از طوايف كرد قريب هزار خانوارى هستند در شمال راينه‌لواى اربيل ساكنند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 76 ) . 274 آگاخيل : در دهكده‌اى به همين نام در حكومت درجه اول اندر ( مربوط به حكومت اعلى غزنى ) كه از مركز حكومتى اندر شش كيلومتر و از مركز حكومتى اعلى غزنى تقريبا هفده كيلومتر و نيم فاصله دارد ( قاموس جغرافيايى افغانستان ) 275 آگول : از اقوام كوچك داغستان كه هنوز خط براى خود ندارند ( ايران‌شناخت شماره 10 ، پائيز 1377 ، ص 229 ) . 276 آگول‌ها : در چهار دره از كوهستانهاى داغستان جنوبى زندگى مىكنند : آگول‌دره - خوشان دره - گوراخ دره - خپيوك دره - اكثريت آگولها در آگول‌دره اجتماع كرده‌اند ( مسلمانان اتحاد شوروى ، ص 209 ) . 277 آلاجا ( طايفه ) - تركى : از طوايف بزرگ قبيلهء ارسارى ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 7 ، ص 566 ) . 278 آل احمدى : از طايفهء قراچه‌اى قشقائى ( سيه‌چادر ، ص 172 ) . 279 آل اخشيد : خانواده‌اى از امراى ايرانىنژاد كه از سال 323 تا 358 در مصر و شام و دمشق فرمانروا بوده‌اند سرسلسله آنان محمد بن طفج معروف به اخشيد بوده است ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 139 ) . 280 آلاداغ‌لو : از دودمانهاى ساكن در قزوين ( در محل شنيده شد ) . 281 آلارلو ( طايفه ) : از طوايف ايل ارسباران مىباشد ( ايرانشهر ، ص 117 ) . 282 آل افريغ : شرح اين خاندان در مجلهء ايران‌شناخت شماره 10 ، پائيز 1377 ، صفحات 150 تا 167 آمده است . 283 آلاقويون‌لو : از تيره‌هاى طايفهء بويوك كشكول‌لى ايل قشقايى ( پيوستگى قومى و تاريخى اوغوز ، ص 62 ) . 284 آلاك : از طوايف كرد . در فارسنامه مذكور است كه از كردهاى فارس بوده‌اند ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 76 ) . 285 آل الياس : نام سلسله‌اى از فرمانروايان كرمان و سرسلسله آنان ابو على محمد بن الياس در 317 بر كرمان استيلا يافت ( لغت‌نامهء دهخدا ، جلد 1 ، ص 139 ) . 286 آل الياس : سلسله‌اى از فرمانروايان ايرانى كه خاستگاه آنان سغد ماوراء النهر بود و دوران كوتاهى از 317 تا 357 ق بر ايالت كرمان فرمان راندند و سرانجام بدست آل بويه از ميان رفتند ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 574 ) . 287 آل امير يا آل مير ( تيره ) : از تيره‌هاى طايفهء بكش ممسنى ( خوزستان و كهگيلويه و ممسنى ، ص 569 ) . 288 آلان - اريا : بيرونى خود در جائى بدانها اشارتى مهم دارد ( ايران‌شناخت شماره 10 ، پائيز 1377 ، ص 149 ) . 289 آلان : مردمى كه در قفقاز ساكنند . جهانگشا ، ج 3 ، ص 490 ) . 290 آلان : تيره‌اى از طايفهء آرتوسى از طوايف كرد ( تاريخ كرد و كردستان ، ج 1 ، ص 76 ) . در ظفرنامه تيمورى ، ج 1 ، صص 331 و 553 يادى از اين تيره شده است . 291 آلان : قومى از نژاد ايرانى كه در دو سوى جبال قفقاز ساكنند نام اين قوم در منابع عربى به شكل اللان و علان آمده است آلان نامى است كه در سده‌هاى گذشته به اين قوم اطلاق مىشده اما امروزه آنان را است مىنامند به نوشتهء بيرونى اين قوم قبلا در مشرق درياى خزر و منطقهء خوارزم سكونت داشتند ، ( توضيح دارد ) ، ( دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، جلد 1 ، ص 577 ) . 292 آلانلو : از طوايف ايل شادلو كه در شمال خراسان اسكان يافته‌اند ( ايلها و طايفه‌هاى عشايرى كرد ايران ، ص 72 ) . 293 آلانها : قبيله از سرمتها بودند كه رهبرى را در دست داشتند از هجوم آلانها به ارمنستان و نواحى مجاور بيشتر مورخين