ابراهيم اصلاح عربانى
45
كتاب گيلان ( فارسى )
جدول شمارهء 3 - آمار خانوارهاى ساكن نقاط شهرى و روستائى شهرستانهاى گيلان كه در سال 1365 به گليمبافى و قالىبافى اشتغال داشتهاند . 0 - رقم مساوى صفر است . شركت مىنمايند . در ابتداى شروع فعاليت شركت تعاونى ، منطقهء غرب گيلان ( صومعهسرا - شفت - فومن ) از نظر تعداد بافنده در اولويت قرار داشت ، ولى در سال 1372 شهرستان رشت با 218 نفر عضو ( دار ) بالاترين رقم تعداد قاليبافان را در استان گيلان به خود اختصاص داد . شهرهاى صومعهسرا ، فومن و خمام در رتبههاى بعد قرار دارند . با توجه به سابقهء بسيار كوتاه در كار قالىبافى ، فرش گيلان از خصوصيات ويژهاى برخوردار نبوده و الگوى بافت مشخصى ندارد ؛ اكثر الگوهاى بافت قالى از الگوهاى كاشمرى ، تركى ، قمى و كاشانى اقتباس شده است . در اين زمينه نيز مطالعاتى جهت تغيير الگوى بافت و استفاده از الگوهاى متناسب با فرهنگ گيلان انجام شده است كه در برنامهء آتى شركت تعاونى قرار دارد . چموشدوزى يكى از صنايع دستى گيلان چموشدوزى يا چاروقدوزى است . چموش يا چاروق پاىافزارى است بسيار قديمى كه شايد عمر آن به چند هزار سال برسد . اين پاىافزار در انواع و اقسام مختلف از چرم تهيه مىشود و عموما بدون پاشنه است . نوع متداول آن داراى بندها و تسمههاى بلند مىباشد كه به ساق پا پيچيده مىشود . نوع ديگر چموش يا چاروق بدون تسمه و بند است ، ولى مانند نوع بنددار نوك عقابى و برگشته دارد . در گذشته اكثريت روستائيان و دامداران و كشاورزان گيلانى از چموش استفاده مىكردند ، اما با رواج كفشهاى ماشينى و انواع پاىافزارهاى لاستيكى و پلاستيكى و پارچهاى استفاده از چموش متروك شده و صنعت چموشدوزى در حال زوال است . معروفترين چموشدوزان گيلانى در ماسوله بودند . اكنون در ماسوله و شايد در سراسر گيلان بيش از 2 يا 3 كارگاه چموشدوزى وجود ندارد و چموشهائى كه توسط آنها تهيه مىشود بيشتر جنبهء تزئينى داشته و كمتر به عنوان پاىافزار مورد استفاده قرار مىگيرد . بطورىكه سالخوردگان گيلانى نقل مىكنند قبلا برخى از روستائيان خود از چرم خام چموش مىدوختند ، ولى اندكاندك توليد چموش از چرم خام توسط روستائيان متروك شد و استفاده از چموشهائى كه با چرم پخته توسط چموشدوزان حرفهاى تهيه مىشد معمول گرديد . رواج مجدد اين صنعت مشروط به تهيه چاروقهاى ظريفى است كه رويهء آن به رنگهاى مختلف از نخهاى ابريشمى و سيمگلابتون بافته و تزئين و براى راه رفتن در منزل و روى فرش تهيه شود . چوبكارى چوب بدون هيچگونه ترديد نخستين مادهاى بوده كه به وسيلهء انسان به صورت وسائل و ابزارهاى كار و زندگى درآمده است . برخى از پژوهشگران استفاده از ابزارها و وسائل چوبى را مقدم بر بكارگيرى سنگ دانستهاند ؛ زيرا سنگ و چوب هردو در اختيار انسانهاى اوليه بوده و هيچكدام بر ديگرى از نظر زمانى تقدم نداشتهاند ، امّا چنين به نظر مىرسد كه چون بهكارگيرى چوب و ساختن ابزار و وسائل از اين ماده به مراتب آسانتر از سنگ بوده مردمى كه در آن شرايط مىزيستند طبعا رغبت بيشترى به چوب نشان مىدادند مخصوصا ساكنان نقاط جنگلى كه هيچگونه محدوديتى در زمينهء استفاده از انواع و اقسام چوب درختان جنگل نداشتند . متأسفانه در آب و هواى گيلان و رطوبت زياد آن آثارى از دستساختههاى چوبى عهد باستان باقى نمانده است تا امروز ما قضاوت درست و دقيقى در اين زمينه داشته باشيم حال آنكه در كاوشهاى باستانشناسى برخى نقاط ايران نظير گورهاى « پازيريك » بشقابهاى چوبى و برخى وسائل چوبى ديگر به دست آمده است . در بناى تختجمشيد از ستونهاى چوبى استفاده شده بود و داريوش در سنگنبشتهء خود مىنويسد : « چوب يكارا از قندهار و كرمان آوردم . » « 31 » يكى از نقشهاى برجسته تختجمشيد ، تخت داريوش را نشان مىدهد كه به طرز زيبائى از چوب خراطى شده است . دستساختههاى چوبى هنرمندان چوبكار گيلان و نقوشى كه بر روى آنها رسم شده از گذشتهء درخشان اين صنعت حكايت مىكند . سبك و شيوهء نقش پردازى بر روى كاسهها و بشقابها و وسائلى نظير آنها بهويژه در رشت كه مركز صنعت چوبكارى و درودگرى گيلان است يادآور نقشهاى ظروف لعابى و سفالى سياه و آبى روزگاران كهن است . در همين زمينه جىگلاك و كارل پنتون نويسندگان بخش چوبكارى كتاب « سيرى در صنايع دستى ايران » مىنويسند : « رشت مركز صنعت درودگرى گيلان است . كاسههاى چوبى را به سبكى نقشپردازى مىكنند كه يادآور ظروف لعابى آبى و سياه سلطانآباد در
--> ( 31 ) . يكا درختى است با چوب سخت و مقاوم كه در هند و پاكستان و جنوب هيماليا و نيز در بلوچستان و مكران ايران مىرويد .