ابراهيم اصلاح عربانى
35
كتاب گيلان ( فارسى )
شود مىرسانند . بدينترتيب بامبو آمادهء بافتن مىشود . بافتهائى كه در گيلان رواج دارد عبارتند از : بافت زيرورو ، بافت ششضلعى ، بافت شعاعى ، بافت حصيرى و خورشيدى . بامبوبافان با استفاده از خاصيت ارتجاعى نى محصولات متنوعى از قبيل ظرفهاى مختلف ، كلاهك چراغها و ميز و صندلى توليد نموده به بازارهاى كشور عرضه مىكنند . طى سالهاى اخير در نتيجهء تلاشى كه براى بهبود كيفيت اين دستساختهها به عمل آمده بر مقدار توليد و نيز تعداد خواستاران آنها به ميزان قابل توجهى افزوده شده است . از مهمترين مراكز توليد محصولات بامبو روستاهاى اطراف لاهيجان به ويژه روستاى ليالستان است . سفالگرى گفته مىشود كه صنعت سفالگرى حدود 000 ، 10 سال قبل توسط زنان اختراع شد . همانطور كه در مورد سبدبافى اشاره شد آنها گل را بر روى سبد ماليده در آتش مىپختند و بدينترتيب ظروف مورد نياز خود را تهيه مىكردند . در برخى از سرزمينها از جمله آفريقا هنوز به شيوهء دورانهاى بسيار دور كار سفالگرى به عهده زنان است : « زنان سفالگر را در درّه مكزيك ، در ميان سرخپوستان آمريكاى شمالى ، در شمال تايلند ( سيام ) ، بخشهائى از آفريقاى شرقى و در ايران ، در بلوچستان و كردستان و گيلان مىتوان يافت . » « 13 » آثار سفالين نهتنها در گذشته جنبهء عملى و مصرفى داشته بلكه امروز نيز در نقاط مختلف ايران و برخى از كشورها ظروف سفالى مورد استفاده قرار مىگيرد . به عنوان مثال كوزههاى سفالى براى نگهدارى آب در فواصل كوتاه زمانى بهكار مىرود ، زيرا سفال داراى منفذهاى زياد است و از سوى ديگر جاذب رطوبت مىباشد و به همين علت تا حدودى آب را تصفيه كرده خنك نگه مىدارد ، بدينترتيب كه آلودگيهاى آب همراه با نفوذ كند آن به درون سوراخها و منفذها از آب جدا مىشود و بخار شدن آب از روى بدنه بيرونى سفال ، آب را در روزهاى گرم خنك نگاه مىدارد . صاحبنظران و محققان در ميان رشتههاى مختلف صنايع دستى براى سفالگرى ارزش و اهميت خاصى قائل هستند . جانشپلى مؤلف مجموعهء نفيس « بررسى هنر ايران » صنعت سفالگرى را برتر از ساير صنايع دستى مىداند . سرهربرت ريد « 14 » در مورد برترى و امتياز اين هنر نسبت به ساير هنرها مىنويسد : « سفالگرى در آن واحد سادهترين و دشوارترين هنرهاست . سادهترين است زيرا ابتدايىترين هنر است . دشوارترين است زيرا انتزاعىترين هنرهاست . . . هنر هر كشور و ظريفترين مظاهر احساسى آن را از روى آثار كوزهگرى و سفالينهسازى آن بايد سنجيد . . . سفالگرى در ذات مجرد خود هنرى تجسمى است . » « 15 » در گيلان سفالگران چيرهدستى كه وارث هنر ارزنده پيشينيان هستند آثار زيبايى خلق مىكنند . شيوههاى سفالگرى در گيلان مانند اغلب سرزمينهايى كه به اين صنعت دستى مىپردازند بيشتر شامل نقاشى و صيقلزنى بوده و نقشپردازى آنها نيز تقليد از بافت سبد و حصير است . جى . گلاك تهيهكننده و ويراستار كتاب « سيرى در صنايع دستى ايران » كه براى تحقيق در همين زمينه شهرها و استانهاى مختلف اين كشور از جمله گيلان را زيرپا نهاده طى مقالهاى تحت عنوان سفالگرى مىنويسد : « همهء كار سفالگرى و نقشپردازى را زنان انجام مىدهند . مردان گل را با الاغ از معدن حمل مىكنند و آن را آماده مىسازند ؛ سوخت تهيه مىكنند و سرانجام ظرفهاى سفالى را با الاغ به روستاهاى اطراف مىبرند و در روز بازارهاى محلى عرضه مىنمايند . . . آثار سفالى پيش از تاريخ گيلان شامل جالبترين و بىگمان دلكشترين صورى است كه تاكنون در سفالينهسازى ديده شده است . آنچه آفرينش بسيارى از اين شكلها را ممكن ساخته كيفيت گل رس محلى است كه خود پذيراى تجارب گوناگون است . فرآوردهها سبك هستند و گلهاى انعطافپذير در درجه حرارت كم مىپزند و لعابى طبيعى دارند . از جمله اين افزارها سبوهايى به شكل لكلك با لولههاى درازى به شكل نوك پرنده است كه از روى آثار سفالى 3000 سال پيش ساخته شده است . . . جالبترين فرآوردههاى سفالگران پيش از تاريخ كوزههاى بزرگ مدور است كه به دليل مدور بودن قاعده ساختن آنها با چرخ معمولى كوزهگرى ممكن نيست . متخصصان امروزى كوزهگرى وجود آنها را محال مىشمرند و با اين حال واقع امر آن است كه اينگونه كوزهها وجود دارند . آنها را ديگر نه در گيلان بلكه بر كرانه خليجفارس در بندرعباس مىسازند . ظرفهاى سفالين و مدوّر گيلان متعلق به 3000 سال پيش هنوز از شمار محالات دانسته مىشود . گردن آنها باريكتر از مچ دست آدمى است . از جمله انواع جالب ديگر ،
--> ( 13 ) . سيرى در صنايع دستى ايران ، جى ، گلاك ، نشريات بانك ملى ايران ، صفحهء 41 . ( 14 ) . Sir Herbert Read . ( 15 ) . سيرى در صنايع دستى ايران ، صفحه 43 .