ابراهيم اصلاح عربانى
31
كتاب گيلان ( فارسى )
شيشهگران دورههاى باستانى گيلان به خلق آثارى دست زدهاند كه نمونههاى ارزندهء هنر فلزكارى و شيشهگرى بوده تبحّر و تسلط عميق آنها را در اين رشتهها مسلم مىسازد . جامها و مجسمههاى فلزى و سلاحهاى سرد كه در نقاط مختلف گيلان از جمله املش ، رودبار و ديلمان كشف شده نمايانگر انديشههاى والاى فلزكاران گيلانى و مهارت و استادى فوق العاده آنان است . پروفسور گيرشمن نمونههاى ارزندهاى از كارهاى هنرمندان فلزكار گيلانى را در دورههاى ماد ، هخامنشى ، پارتى و ساسانى معرفى مىكند كه از آن ميان مىتوان به جامها ، مجسمهها ، سلاحها و قطعات زينتى بسيار زيبا و ظريف اشاره كرد . توصيف او از مجسمهء فلزى اسبى كه در ديلمان پيدا شده انديشهء و الا و استادى و مهارت هنرمندان فلزكار اين خطّه را مدلل مىسازد . وى مىنويسد : « يك قطعهء باشكوه سيمين كه به تازگى در ديلمان پيدا شده است ، اسب نيرومندى را كه بر زمين نشسته و داراى زين و يراقى به سبك ساسانى است نمايش مىدهد . اين اسب كاكل و دم گرهزدهاى دارد و در يال تراشيدهاش جز چند دسته موى ديده نمىشود و اين بازماندهاى از سنتهاى سواران بيابانگرد است . اين اسب لگام و دهانه ندارد و در زير مهار بينى ، پوزهبندى شناخته مىشود كه احتمالا مىبايستى فلزى باشد و شبيه است به پوزهبندهاى برنزى و آهنى كه در شوش در يك طبقهء ساسانى يافتهايم . از 2 نشان كه بر روى شانههاى حيوان نقش شده 2 پيكر نيمتنه بطور برجسته بيرون آمده است . اين 2 پيكر انسان به طرز ساسانى لباس پوشيده و سر و موى آراستهاند . يكى از آنها تاجى مىدهد و ديگرى به نظر مىرسد كه آن را مىگيرد . اين صحنه را در تصويرشناسى ساسانى مىشناسيم ، ولى نمىتوان دانست كه اين تحليل مربوط به خود سوار است و اسب او . رئاليسم اين اثر شايد در يك جام ديگر كه آن نيز سيمين و به شكل سر اسب است و متعلق به موزهء سنسيناتى است با نيروى بيشترى بيان مىگردد . » « 6 » جامهاى زرين مكشوفه در مارليك ( رودبار ) چه از نظر فكر و انديشه و تخيل هنرمند در خلق تصاوير و اشكال بديع و چه از لحاظ مهارت و استادى در كار فلزكارى ، آثارى بىبديل بشمار مىآيند . در مورد يكى از اين جامها دكتر نگهبان مىنويسد : « يكى از زيباترين ظروف اين حفارى جامى است كه به نام جام مارليك نام نهاده شده است . اين جام از زرناب ساخته شده و در بوجود آوردن آن هنرمند متحمل صرف وقت و دقت زيادى شده و ابتكار قابل ملاحظهاى به خرج داده و بالنتيجه يكى از زيباترين جامهاى طلاى جهان را به وجود آورده است . » « 7 » پروفسور گيرشمن جامهاى زرين و اشياء ديگرى از جنس طلا ، نقره و برنز را كه در گورهاى دوران مگاليتيك مارليك پيدا شده شايان توجه و مربوط به قرنهاى هشتم و نهم قبل از ميلاد مىداند . « 8 » در صنعت شيشهگرى نيز گيلان سابقهاى بسيار طولانى را پشتسر گذاشته است . بر طبق شواهد زنده از كشفيات باستانشناسى هنرمندان گيلانى 3400 سال پيش با شيشه آشنائى داشته و در صنعت شيشهگرى به درجهء استادى رسيده بودند . در مقابر باستانى گيلان مهرههاى شيشهاى مات متعلق به چند قرن پيش از فرمانروائى هخامنشيان كشف شده كه عمر برخى از آنها به 3400 سال و عمر بعضى ديگر به 2000 سال مىرسد . ميان مهرههاى شيشهاى كه در مارليك بدست آمده و مهرههاى گنجينه سلطنتى شوسوئين ژاپن كه متعلق به 1200 سال قبل است شباهت كاملى وجود دارد . در حفاريهاى ديلمان جامهاى شيشهاى زيبائى با انواع و اقسام تزئينها از قبيل تزئين نوارى ، تزئين لانهزنبورى و تزئين برجسته بدست آمده كه در ساخت آنها از فنون مختلف شيشهگرى استفاده شده است . بنا به عقيدهء صاحبنظران ، ماهرترين شيشهگران ژاپنى پس از گذشت قرنها نتوانستهاند جامهائى به زيبائى و ظرافت آنها بسازند . در زمينهء سنگتراشى نيز از آثار معدود سنگى مكشوفه در حفاريها چنين برمىآيد كه گيلان در زمانهاى بسيار دور به صنعت سنگتراشى توجه داشته و حتى در اين صنعت به مراحل كمال نزديك شده است . گيلانيان قديم از اين صنعت براى ساخت مهرهاى استوانهاى ، سلاحهاى سرد و وسائل زندگى استفاده مىكردند . در حفارى مارليك 11 عدد مهر استوانهاى بدست آمد كه جنس آنها از سنگهاى سخت و نيمهقيمتى است . حكاكى و نقر بر روى اين سنگها بسيار مشكل بوده و بدون ترديد براى حك نقوش مختلف بر روى اين سنگها از ادوات سنگى سخت مانند ابسيديان و سنگ چخماق استفاده شده است . گفتنى است كه نقوش حكشده بر روى سنگها خطوط يا نقشهاى سادهاى نبوده كه به آسانى نقر شود . بر روى اين سنگها تصاوير و اشكالى حك شده است كه نشانهء تبحر و مهارت خارق العادهء هنرمند سنگتراش است ، مثلا يكى از اين مهرها كه از هردو طرف با حاشيهء طلا تزئين شده مجلس شكارى را نشان مىدهد و بر روى يك مهر ديگر رديفى از سربازان حك شده است . بر روى چند مهر استوانهاى ديگر نقش درختهاى تزئينى ديده مىشود . يك سپر از سنگ يشم در گيلان پيدا شده است كه باستانشناسان آن را به دورهء « هان » يعنى حدود 700 سال قبل از ميلاد مسيح مربوط مىدانند . سپر پيدا شده از سنگ يشم با ظرافت خاصى كه دارد نشاندهندهء پيشرفت صنعت سنگتراشى و مهارت و تبحر صنعتگران و سنگتراشان گيلانى در 2700 سال قبل از زمان ماست . گيلانيان دوران كهن در ساختمانها و بناها نيز از سنگ استفاده مىكردند و بر روى سنگ نيز گاه نقشهائى نقر مىنمودند . در آرامگاهها غالبا از هنر صنعتگران سنگتراش گيلانى استفاده مىشد . كاوشهاى باستانشناسى در مارليك به كشف چند آرامگاه منتهى گرديد كه مصالح ساختمانى به كار رفته در آنها را تختهسنگهاى نازكى به رنگهاى زرد و قهوهاى تشكيل مىداد . سنگهاى مزبور از سرچشمهء گوهررود به چراغعلى تپه حمل شده بود . ساكنين درهء گوهررود در دورههاى باستانى براى اين نوع سنگها اهميت مذهبى قائل بودند و براى ساختن آرامگاهها از آنها استفاده مىكردند .
--> ( 6 ) . هنر ايران در دوران پارتى و ساسانى ، رمان گيرشمن ، ترجمهء بهرام فرهوشى ، چاپ دوم ، شركت انتشارات علمى و فرهنگى ، صفحهء 220 ، 221 . ( 7 ) . مارليك ، دكتر عزت الله نگهبان ، انتشارات وزارت فرهنگ ، تهران 1343 ، صفحهء 34 ، 35 . ( 8 ) . هنر ايران در دوران پارتى و ساسانى ، صفحهء 238 .