ابراهيم اصلاح عربانى
163
كتاب گيلان ( فارسى )
آرام خفته است تا . . . در حالىكه كودك روى كلشها آرام خفته است مادر به تلاش براى زندگى ادامه مىدهد . زن روستائى گيلان در زير آفتاب سوزان و بارانهاى سيلآسا لحظهاى از كار و فعاليت بازنمىايستد و با اين حال كودك او هرگز نمىتواند نرمى رختخواب و گرمى غذا را احساس نمايد . اگر كودك رنگ آسايش ببيند و دوران كودكى را با اين سختيها سپرى نسازد در آينده نخواهد توانست همچون مادر از بامداد تا شامگاه به تلاشى مداوم و جانكاه بپردازد . او اكنون روى كلشها آرام خفته است تا فردا با موجهاى ديوانه دريا و سنگها و كلوخهاى سخت زمين دستوپنجه نرم كند . كودكان و نوجوانان نيز در روستاهاى گيلان با كارهاى كشاورزى آشنا مىشوند و در بيشتر كارها به والدين خود كمك مىكنند . عكس ، دو كودك را در كپورچال نشان مىدهد كه الياف تهيه شده از ساقههاى برنج را جهت بستهبندى كردن آنها به مزرعه حمل مىنمايند .