ابراهيم اصلاح عربانى
134
كتاب گيلان ( فارسى )
در سال 1341 تأسيسات سد سفيدرود مورد بهرهبردارى قرار گرفت و يك سال پس از آن « سازمان آب و برق منطقهاى سفيدرود » تشكيل شد و بهاى آب كشاورزى را به شرح زير تعيين كرد : جدول شمارهء 16 - تغييرات بهاى آب كشاورزى از 1341 تا 1368 ( واحد : ريال براى هر هكتار ) افزايش آببها همواره از مسائل مورد توجه سازمان آب و برق منطقهاى سفيدرود بود مهندسين مشاور عمران آبيارى گيلان ( سوگرهآ ) در سال 1355 نيز در جهت افزايش آببها پيشنهادها و توصيههائى كردند . بر اساس توصيه آنها براى هر هكتار برنجزار به تناسب قرارگيرى در حوزههاى مختلف تأسيساتى سد سفيدرود از 3900 تا 7500 ريال آببها پيشنهاد شده بود . ليكن تا سال 1365 به ملاحظات سياسى و اقتصادى افزايش چندان محسوسى در بهاى آب كشاورزى داده نشد . در سال 1365 در بهاى آب كشاورزى تجديدنظر شد و حقابهء سالانه براى كشتزارهاى برنج و ساير كشتزارها به ميزان قابل ملاحظهاى افزايش يافت ( جدول 16 ) . اما اين تجديدنظر نيز به دنبال تصويب لايحه قطع كمكهاى دولت به شركتهاى دولتى در سال 1368 مجددا مورد ترديد قرار گرفت و يك بار ديگر نيز بهاى آب كشاورزى افزايش يافت . سرانجام مجلس شوراى اسلامى پس از جرح و تعديل لازم در تعيين بهاى آب ، حقابهء برنجزارها را به شرح زير تصويب كرد : سال 1369 / سال 1370 براى هرهكتار اراضى زير شبكه فومنات / 2500 ريال / 3600 ريال براى هرهكتار اراضى دلتاى سفيدرود / 12500 ريال / 24000 ريال براى هرهكتار اراضى غير شبكه سفيدرود / 7500 ريال / 12000 ريال مقايسه تغييرات در بهاى آب كشاورزى مسائل و مشكلات گوناگونى را مطرح مىسازد بهويژه آنكه تغيير نرخ تعرفه از سالى به سال ديگر نيز سرسامآور است . اين امر مىتواند نگرانيهاى بسيارى را در جامعه كشاورزى گيلان موجب شود . حداقل آنچه كه مىتوان براى ثبات كشاورزى گيلان توصيه كرد تثبيت نرخهاى مصوب براى دورههاى 5 تا 10 ساله است . 6 - 1 - 7 - كشت برنج و مشكلات اكولوژيكى و بيولوژيكى آن هرچند كه برنج مهمترين محصول كشاورزى استان گيلان است و شرايط طبيعى اين منطقه براى كشت آن كاملا مساعد است ، امّا عملا بر خلاف آنچه كه ممكن است تصور شود ، زراعت آن خالى از دشواريهاى اكولوژيكى و بيولوژيكى نيست . مساعدت طبيعى گيلان به همان نسبت كه به رشد گياه برنج امكان مىدهد ، به رويش گياهان هرزى كه براى زراعت برنج ايجاد مزاحمت مىنمايند ، كمك مىكند . علاوه بر آن شرايط اقليمى منطقه محيط مساعدى براى زيست جانوران و حشراتى فراهم كرده كه بسيارى از آنها را بايد از آفات برنج دانست . از اين نظر برنجكارى در گيلان با مشكلات گوناگونى روبروست . اين مشكلات را مىتوان در دو گروه متمايز قرار داد : الف - مشكلات اكولوژيكى ب - مشكلات بيولوژيكى هريك از اين دو مشكل دشواريهائى براى زراعت برنج بوجود مىآورد كه مقابله با آنها بخش قابل توجهى از نيرو و سرمايه كشاورزان را تلف مىسازد . الف - مشكلات اكولوژيكى مشكلات اكولوژيكى برنج در نتيجه شرايط ويژه زيستى و محيطى گيلان بروز مىكنند . مهمترين مشكلات اكولوژيكى كشت برنج مربوط به عوامل ذيل است : 1 - علفهاى هرز : منظور از علفهاى هرز آن دسته از گياهانى هستند كه در مزارع برنج به صورت خودرو و همراه با گياه برنج رشد كرده و روند رويش آن را مختل مىسازند . وجود علفهاى هرز همواره يكى از مشكلات زراعت بوده است . به همين دليل دو تا سه هفته پس از نشاكارى به دفع علفهاى هرز مبادرت مىشود كه در اصطلاح محلى « وجينكارى » نام دارد . پس از آن نيز به فاصله سه هفته مجددا مرحله دوم از بين بردن علفهاى هرز آغاز مىشود كه آن را « دوباره كارى » مىنامند . در مواردى كه دفع علفهاى هرز طى دو مرحله اول و دوم بهطور كامل انجام نگرفته باشد ، ممكن است براى بار سوم نيز به دفع آنها بپردازند . با انجام عمليات وجينكارى در مراحل اول و دوم غالبا كليه گياهان مزاحم و خودرو كه به رويش و رشد گياه برنج آسيب مىرسانند از مزرعه خارج مىشوند . وجينكارى معمولا به عهده زنها است . آنها گياهان هرزى را كه بين بوتههاى برنج روئيدهاند با دست جمع و مچاله كرده در زير گلولاى مزرعه دفن مىكنند . در صورتى كه ارتفاع علفهاى هرز بلند باشد ، ناگزير آنها را بر روى مرز كرتها قرار مىدهند تا در مقابل تابش خورشيد خشك شوند . در طول وجينكارى تقريبا تمامى خاك مزارع با دست زنها زيرورو مىشود و كليه گياهان مزاحم ، حتى آنهائى كه هنوز در مرحله آغاز رويش خود هستند از بين مىروند . از اينرو كار وجين بسيار مشكل و طاقتفرساست و در عين